توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥١ - الحاقى سوم نقد ليبرال دموكراسى
بلى ليبراليسم و سكولاريسم به تمام معنا اومانيسم و اصالت انسان است و اينكه انسان به جاى حكومت و دين الهى سرنوشت خود را تعيين مىكند.
اومانيسم (اصالت انسان) به اصالتهاى دينى دو نظر داشت:
١ بدين را بدون حقايق و أحكام وحيانى مىپذيرفت و خدا را موجود ماوراى طبيعى مىدانست كه جهان را آفريده و آنرا به حال خود گذاشته و هيچگونه تدبيرى در مورد آن ندارد و اين انسان است كه سرنوشت خود را تدبير مىكند.
٢- انكار خداوند و طرفدارى بىدينى (آتيئسم).
اين دو نظر در قرن هجدهم از پديدههاى علمى به وجود آمد كه دانشمندان طبيعى در غرب در حوزه طبيعتشناسى مست و مغرور شده بودند. درحالىكه قانون عليت وجود خداوند را به طور قطعى به اثبات رسانيده و تصادف را باطل مىدانست.
بههرحال ليبراليسم اولا موجب تقويت غرايز مىشود نه خرد كه محسوس است.
ثانيا خرد ما محدود است و نه كامل و مثل عموميت ايدز و ساير امراض مسرى و مهلك و جنگهاى بين المللى و منطقهاى كه ميليونها نفر كشته و معيوب شدهاند بر صحت هردو ايراد ما شاهد صادق آن است.