تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٣١٦ - ١ لواط
آشكارا شروع به خودنمايى مىكند، كمارزش شمارى يا رد زدن است و اين، وسيلهاى است كه به نظر، عامل جبرانى در احساس حقارت به شمار مىآيد.[١]
اريك فروم، اين گرايش را نوعى انحراف از طبيعت بشرى مىداند و معتقد است كسانى كه به انحرافات همجنسگرايى گرفتارند، در رسيدن به اين وصل دو قطبى (قطب مذكّر و مؤنّث) شكست مىخورند و به ناچار بايد براى هميشه، رنج جدايى را تحمّل كنند، درست مانند آن دسته از افراد معمولىاى كه از مهر ورزيدن عاجزند.[٢]
همجنسگرايى، تمايل و رفتارى غيرطبيعى است كه در طول تاريخ، براى اكثريت بشر، نابههنجار تلقّى مىشده است. آمارهايى كه از شيوع همجنسگرايى در دنيا دادهاند، حكايت از آن دارد كه درصد بسيار كمى از مردم، به آن مبتلايند و آنها كسانى هستند كه غالبا به دليل علل و عوامل محيطى، وقفه رشد- روانى جنسى، عوامل زيستى و ... از طبيعت اوّليه خود، بيگانه شدهاند.
كاپلان (ترجمه پورافكارى، ١٣٧٩) معتقد است كه اوّلين مطالعه اساسى در مورد ميزان بروز همجنسگرايى، از سوى «آلفرد كينسى»،[٣] در سال ١٩٤٨ م، به عمل آمد.
او به اين نتيجه رسيد كه ده درصد مردها همجنسگرا هستند. در زنها اين رقم پنج درصد بود. وى همچنين دريافت كه ٣٧ درصد مردم، زمانى در عمر خود، تجربهاى همجنسگرايانه داشتهاند (از جمله، فعاليتهاى همجنسگرايى دوران نوجوانى). از سال ١٩٤٨ م، به بعد، زمينهيابى بىشمار در اين ارقام، بهطور نزولى، تجديدنظر كردهاند. يك زمينهيابى در امريكا، در سال ١٩٨٨ م، از سوى اداره آمار آن كشور به عمل آمد كه ميزان شيوع همجنسگرايى در مردان را دو تا سه درصد گزارش داد. در سال ١٩٨٩ م، طبق مطالعات دانشگاه شيكاگو، اين نتيجه به دست آمد كه يك درصد هردو جنس، منحصرا همجنسگرا هستند.
در سال ١٩٩٣ م، بنياد «آنگات مچر» به اين نتيجه رسيد كه يك درصد مردها در
[١]. روانشناسى فردى، ص ١٩٢.
[٢]. هنر عشق ورزيدن، ص ٤٨.
[٣].Alfred .C .Kinsey