تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٣٣ - منشأ بودن اصول براى صفات و افعال
اعتبارى نيستند؛ بلكه قواعدى هستند كه از مفاهيم معقولات ثانويه فلسفى، به حساب مىآيند كه عروضشان ذهنى و اتّصافشان عينى و واقعى است؛ زيرا از مبانى واقعى، انتزاع و كشف مىشوند، به همين دليل، اصول، از ثبات برخوردارند و براى همگان مطلوباند و كسى نمىتواند آنها را نپذيرد و مفيد نداند؛ زيرا از فطرت، ويژگىهاى طبيعى و سرشتى فرد و روابطش با ديگران و نظام هستى، كشف شدهاند.
در روايتى كه مىآيد، ضمن تعبير از مبانى به «معادن طيّب»، آنها را منشأ اصول ثابت دانسته كه فروعات و نتايج گرانبهاى آن، هدفهاى عالى تربيتىاند و نيل به اين اهداف را مبتنى بر روشهايى مىداند كه از اصول ثابت سرچشمه گرفتهاند و آن اصول، از معادن طيّب به دست آمدهاند.
امام صادق عليه السّلام به فرزندش موسى كاظم عليه السّلام مىفرمايد:
... و للأصول فروعا و للفروع ثمرا، و لا يطيب ثمر إلّا بفرع، و لا فرع إلّا بأصل، و لا أصل ثابت إلّا بمعدن طيّب.[١]
اصول، داراى فروعاند و فروع، داراى نتيجه، و جز با فرع، نتيجه گوارا و دلپسند پديد نمىآيد. فرع هم، جز با اصل ثابت، محقّق نمىشود و اصل ثابت هم بدون مبنا و معدن طيّب نخواهد بود.
منشأ بودن اصول براى صفات و افعال
اصول تربيتى، منشأ ظهور صفت يا ملكه نفسانى و يا فعل و رفتار تربيتى است، به همين جهت، نام «اصل» بر آن نهاده شده است. نبايد تصوّر شود كه اصول تربيتى، تنها منشأ رفتار و اعمالاند؛ بلكه بسيارى از اصول تربيتى، براى بروز صفات و ملكات نفسانى، سببيّت دارند و حتى در موارد زيادى، سببيّت اصول براى رفتار به واسطه صفات و ملكات نفسانى است و در حقيقت، آن اصول، اصول ملكات و صفاتاند و صفات و ملكات، اصول افعال و رفتار (مانند ملكه و صفت تقوا كه خود از اصل معرفت و ايمان نشئت مىگيرد)، ولى سببيّت آن دو، براى رفتار و اعمال تقوايى، تنها
[١]. بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٢٠٤، ح ٤٢؛ ميزان الحكمة، ج ١٤، ص ٦٨٢٤، ح ٢١٧٨٩.