تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٢٩٥ - ٣ ملاك اجتماعى
عدهاى عقيده دارند كه بايد به تأثير يك رفتار، بر بهزيستى فردى و اجتماعى توجّه كرد. طبق اين ديدگاه، رفتارى نابههنجار است كه غيرانطباقى باشد؛ يعنى پيامدهاى زيانبارى براى فرد يا اجتماع داشته باشد. در اين ملاك، به پريشانى شخصى نيز اشاره مىشود. بيشتر كسانى كه بيمار روانى شناخته مىشوند، به شدّت، احساس رنج و ناراحتى مىكنند. اينگونه افراد، مضطرب، افسرده يا تكانشى هستند و ممكن است دچار بىخوابى، بىاشتهايى و انواع دردهاى بدنى باشند (اتكينسون و هيلگارد، ١٣٦٨).
٣. ملاك اجتماعى
جامعهشناسان و مردمشناسان، رفتارى را نابههنجار و منحرف مىدانند كه نهتنها باعث شكسته شدن و نقض هنجارهاى اجتماعى مىشود، بلكه باعث واكنش منفى شديد از طرف ديگران مىشود. بنابراين، هر رفتارى كه برخلاف معيارها، ضوابط و هنجارهاى اجتماعى باشد، رفتار نابههنجار و غيرعادى تلقّى خواهد شد.
هر جامعهاى، براى دستيابى به تعادل و تحقّق هدفهاى خويش، مرزهايى براى عقايد و رفتارهاى پسنديده و ناپسند، انتخاب يا تعيين مىكند و از طريق قوانين جارى، آيينهاى دينى و اخلاقى، قواعد گروهى و سازمانى و سرانجام، با مقرّرات خانوادگى، بر آنها نظارت مىكند. اين مرزها- كه از ارزشها برمىخيزند-، هنجارهاى جامعه، سازمان، گروهها و درنهايت هنجارهاى خانواده را نشان مىدهند.
رفتارى غيرعادى و نابههنجار تلقى مىشود كه برخلاف اين هنجارها (بويژه، برخلاف مقررات و قوانين اجتماعى رايج جامعه) باشد.
به نظر مىرسد باتوجّه به مفهوم لغوى بههنجار و نابههنجار كه به معناى طبيعى(Normal) و غيرطبيعى(Abnormal) است، بههنجار، عبارت است از: تمايل يا رفتارى كه با طبيعت آدمى، هماهنگى دارد و بدون هر عامل بيرونى و عارضى، فرد، آن را خواهان است و انجام مىدهد. ملاك تشخيص بههنجار، چند چيز است: ١. تمايل و رفتار، از طبيعت و فطرت آدمى سرچشمه گرفته است؛ ٢. نوع انسانها در تمام