تربيت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حديث - فقيهى، على نقى - الصفحة ٦٣ - ٢ اصل ازدواج
در روايت ديگرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آمده كه سستى در امر ازدواج فرزندان و تأخير در آن، موجب بروز فتنه در زمين و فساد بزرگ مىگردد؛ ازاينرو، توصيه فرموده كه اگر ديانت و امانت فرد خواستگار، پسنديده بود، در ازدواج با آن، كوتاهى نكنيد.[١]
همه اين موارد، نشان مىدهند كه ازدواج كردن، راهى به سوى حفظ ديانت و تكميل معنويت و فضيلت است و در غير اين صورت، بعد معنوى انسان، پرورش نمىيابد و به فضيلت و تكامل، دست پيدا نمىكند.
نكته قابل تأمّل، اين است كه نهتنها در روايات، بر نقش ازدواج در تكامل معنوى و كسب فضيلت تأكيد شده، بلكه براى همكارى در زمينه تمام اعمال و حركات عاشقانه و محبّتآميز و حتّى روابط جنسى زوجين، تشويق به عمل آمده و براى آن، اجر و پاداش در نظر گرفته شده كه خود مىتواند عاملى براى تكامل معنوى باشد.
حال، اين سؤال به ذهن خطور مىكند كه چرا خداوند، براى عملى كه لذّت مادى دارد، پاداش در نظر مىگيرد؟ در اين زمينه، نكات زير قابل توجه است:
يك. وجود روابطى عاشقانه و صميمى بين زوجين، آنها را از انجام دادن كارهاى حرام، باز مىدارد.
دو. محبّت كردن به ديگرى، خود، نوعى كمال است؛ زيرا لازمه آن، خارج شدن از لاك خودخواهى و ديدن ديگران است.
سه. داشتن روابط خوب و صميمى با همسر براى انسان، نوعى فراغت بال و آسودگى خيال به ارمغان مىآورد كه در سايه آن، انسان، با آرامش بيشترى مىتواند به عبادت و تعلّم و خدمت به جامعه بپردازد.
چهار. داشتن محبّت و روابط صميمى، باعث پرورش صفات پسنديده در زوجين است، مثل عفّت، حيا، عدم تمايل به ارتباط با نامحرم و ...
[١]. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مىفرمايد:« إذا جاءكم من ترضون دينه و أمانته يخطب( اليكم) فزّوجوه و إن لا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير»( الكافى، ج ٥، ص ٣٤٧؛ الأمالى، طوسى، ص ٥١٩؛ ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٢٥٦، ح ٧٨٣٧).