علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢١ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
پرسید: یا رسول اللَّه، این کدام بیوت است؟ فرمود: بیوت انبیا. پس ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول اللَّه، لا بد یکى از این بیتها بیت على و فاطمه است؟ فرمود: بله، از بهترین آن بیوت است.
مؤلف: این روایت را صاحب مجمع البیان نیز به طور مرسل از آن حضرت نقل کرده است.[١]
نمونۀ دیگر، حدیثی است که مرحوم شبّر و بلاغی دربارۀ اجرای حکم امام علی٧ دربارة شراحه همدانی از ابن حنبل، بخاری، نسايی، عبدالرزاق، طحاوی، حاکم نیشابوری و... نقل میکند که نظیر آن را محدثان شیعی با سند مرسل در آثار خود ذکر کردهاند.[٢]
نمونۀ دیگر، روایتی است که علامه طباطبايي دربارۀ کوه قاف، از الدر المنثور، از عبدالله بن بریده نقل کرده و در ادامۀ آن مینویسد که مانند آن را علی بن ابراهیم قمی، در تفسیر خود، به صورت مرسل و مضمر آورده است:
قمى هم به سند خود، از یحیى بن میسره خثعمى، از امام باقر٧ نظیر روایت عبدالله بن بریده، و روایت دیگرى را ـ که در معناى آن است ـ به صورت مرسل و بدون ذکر نام امام نقل کرده و فرموده: کوهى محیط به دنیاست که در وراى آن یأجوج و مأجوج قرار دارند.[٣]
نمونۀ دیگر، روایتی است که صاحب مجمع البیان از امام صادق٧ دربارۀ سبب نزول آیات ٨٦ الی ٨٩ سورۀ مبارکۀ آلعمران نقل کرده و علامه طباطبايي آن را مرسل و ضعیف خوانده است. علامه سپس خود، حدیثی را از الدر المنثور هممعنا با روایت امام صادق٧ ذکر کرده است که به نظر، در جهت جبران ضعف سندی و تقویت متن حدیث مجمع البیان از سوی علامه نقل شده است.[٤]
سید عبدالأعلی موسوی سبزواری در پاسخ به برخی مفسّران ـ که روایات نزول آیۀ ٨٩ سورۀ مبارکۀ بقره را در شأن یهودیان بنیقریظه و بنینضیر ضعیف السند قلمداد کردهاند ـ مینویسد که به سبب استفاضه و بلکه تواتر معنوی این روایات، ضعف سند مخلّ صحت آن نخواهد بود.[٥]
٥. تأیید نظريات و آراي شیعی
یکی دیگر از کاربردهای مراجعه به منابع روایی اهلسنّت، نقل روایات مؤید دیدگاههای شیعه در حوزههای مختلف است. اختلاف نظرات دربارة یک موضوع، میان اندیشوران مسلمان، عالمان و مفسّران شیعه را بر آن میدارد تا برای تأیید و تقویت رأی خویش احادیثی را از طرق عامه نقل نمایند. این نکته در حوزۀ تفسیر قرآن کریم بیش از همه در ذیل آیات فقهی قابل مشاهده است.
[١]. ر.ك: مناهل العرفان، ج١، ص٣٤٨.
[٢]. «مهمل» و «مجهول» از جمله اوصاف راوی است. وصف «مهمل» عبارت است از راویاي که نام وی در کتب رجال ذکر شده، ولي حال رجالی وی از باب مدح و ذم مشخص نشده است. وصف «مجهول» نیز عبارت است از راویاي که نام وی در کتب رجال ذکر نشده است ( أصول الحدیث و أحکامه، ص١١٨ و ١١٩). باید توجه داشت که این دو وصف در لسان عالمان متأخر در یک معنا و در میان قدما متفاوت از یکدیگر به کار رفته است.
[٣]. المیزان، ج١، ص٢٩٣.
[٤]. همان، ج١، ص٤٠٧.
[٥]. همان، ج٩، ص٢١١ و ٢١٢؛ ج١٢، ص١١٥.