علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣٧ - پژوهشهاي خاورشناسان درباره نهجالبلاغه
است که او در قیام ابن اشعث (سال ٨٢ ـ ٨٣ ق) حضور داشت و به عمان رفت و همان جا درگذشت.[١] یک خبر دیگر، حکایت از آن دارد که وی به احتمال در ٩٩ق، درگذشته است.[٢]
محمد یکی از فرزندان عبدالله بن حارث راوی است و روایتی از او در الموطأ[٣] به نقل از ابن شهاب زهری درج شده است. فرزندش دیگر اسحاق نیز راوی فضیلتی برای امام علی٧ است.[٤] عون فرزند دیگر عبدالله است؛[٥] چنان که از احمد بن محمد بن موسی بن حارث بن عون بن عبدالله بن حارث در رجال النجاشی[٦] آگاهیم که مینویسند: «له کتاب النوادر الکبیر». از وی روایاتی در متون حدیثی برجای مانده است.
فرزندان دیگر او عبارتاند از: صلت،[٧] عبیدالله،[٨] اسحاق[٩] و عبدالله.[١٠]
فرزند او، سلیمان (جد علی نوفلی صاحب کتاب الاخبار) شهرت بیشتری دارد. وی در انقلاب عباسی حضور داشت و همراه عبدالله بن علی وارد دمشق شد. این همان سفری است که عبدالله تمامی قبور خلفای اموی را نبش کرد و خبر آن را همین محمد بن سلیمان نوفلی نقل کرده است. ابن عساکر در تاریخ دمشق مدخلی با نام وی، یعنی «محمد بن سليمان بن عبد الله النّوفليّ» باز کرده و مینویسد که وی (یعنی محمد بن سلیمان؛ اما درست آن خود سلیمان) در وقت ورود عبدالله بن علی به دمشق، همراه او بود. سپس از مشایخ او یاد کرده كه عبارتاند از: یحیی بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی، سلیمان بن جعفر بن سلیمان بن علی، عموزادهاش فضل بن عیسی بن عبدالله نوفلی و عباس بن حسن بن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب٧. آنگاه، میافزاید که پسرش از او روایت دارد.[١١] این که هم در قیام عباسی باشد و هم اخبار ابوالسرایا را نقل کرده باشد که فاصله آن اندکی کمتر از هفتاد سال است، قدری شگفت مینماید. محتمل است (برخلاف گفته ابن عساکر) کسی که همراه عبدالله بن علی عباسی به شام وارد شد، سلیمان بن عبدالله بن حارث بن نوفل (جد علی بن محمد نوفلی) باشد.
طبری[١٢] حکایتی را از قول عبدالله بن ابیسلیم از موالی عبدالله بن حارث نقل میکند که همراه سلیمان بن بن عبدالله بن حارث در جریان اقدام منصور برای جانشین کردن فرزندش مهدی به جای ولیعهدی عیسی بن موسی، درگیر ماجرایی شده و آن را نقل کرده است. بنابراین، کسی که در جریان
[١]. ج٨، ص٢٠ ـ ٢٢.
[٢]. الکافی، ج٤، ص١٧٠؛ الفقیه، ج٢، ص١٧٤ با اندکی اختلاف؛ دلائل الامامة، ص٢١٩.
[٣]. مقاتل الطالبيين، ص٩١.
[٤]. ج١٨، ص٣٩٦.
[٥]. ص٥٧٥.
[٦]. الامالی، ص٤٦٣.
[٧]. الطبقات الکبری، ج٤، ص١٤.
[٨]. همان، ج٤، ص١٤.
[٩]. انساب الاشراف، ج٤، ص٢٩٧.
[١٠]. ج٤، ص٤٣٤.
[١١]. ج١، ص١٠٠.
[١٢]. براي روایت دیگر از او ر.ك: المدونة الکبری، ج٢، ص٤٠٥؛ المحلی، ج٢، ص٢٧٣، ج٧، ص٢٣٣، ج٨، ص٣٥٢، ج١٠، ص١٣؛ علل الشرائع، ج١، ص١٧٠، درباره حدیث انذار عشیره و همین روایت در مناقب امیرالمؤمنین از محمد بن سلیمان کوفی، ج١، ص٣٧٥؛ الامالی مفید، ص٢٦٠ و احادیث فراوان دیگر.