علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٧ - ديدگاههاي استاد محمد باقر بهبودي در گزينش احاديث صحيح
التهذيب:[١]
عليبنالحسنبنفضّال، عن العبّاسبنعامر، عن أبيالمغرا حُميدبن المثني، عن أبيالعباس {و عبيدبنزياد}، عن أبيعبدالله٧ في الصّبي تزوّج الصّبية؟ ...
الکافي:[٢]
محمدبنيحيي، عن أحمدبنمحمد، عن ابنفضّال، عن القاسمبنعروة، عن ابنبکير، {عن عبيد بن زرارة}، عن أبيعبدالله٧ قال: سألته عن الصّبي يزوّج الصّبية. ...
الفقيه:[٣]
روي النضربنسويد، عن القاسمبنسليمان، {عن عبيدبنزرارة}، عن أبيعبدالله٧ أنّه سأله عن الصّبي يزوّج الصّبية، هل يتوارثان؟ ...
بهبودي در اينباره توضيح ميدهد کلمه «عبيد بن زياد» در نسخه التهذيب، تصحيفِ «عبيد بن زرارة» است؛[٤] زيرا نسخههاي الکافي و الفقيه مانند هم است و التهذيب پس از آن دو، به ظاهر دچار تصحيف شده است.
نمونه ديگر تصحيح بهبودي از تصحيف متن و اسقاط در سند، چنين است: در التهذيب آمده است:
محمدبنعبدالجبار، عن محمدبنإسماعيلبنبزيع، عن عليبنالنعمان عن سويد القلّاء، {عن أبيسعد}، عن أبيعبدالله٧ قال: يجب الحلق علي ثلاثة نفر: رجل لبّد {و رجل حجّ ندباً} لم يحجّ قبلها و رجل عقّص رأسه.
همين حديث در وسائل الشیعة چنين آمده است: محمدبنعبدالجبار، عن محمدبنإسماعيل، عن عليبنالنعمان، عن سويد القلّاء، عن أبيسعيد، عن أبيعبدالله٧ قال: يجب الحلق علي ثلاثة نفر: رجل لبّد و رجل {حجّ بدواً} لم يحجّ قبلها و رجل عقص رأسه.
در اين روايت به زعم بهبودي، علاوه بر تصحيف ابوسعيد قماط يا ابوسعيد مکاري هاشمبنحيان به ابوسعد در نسخه التهذيب، جمله «حجّ بدئاً= حجّ بدواً» به صورت «حج ندباً» تصحيف شده است.[٥] ظاهراً او نقل وسائل را صحيح دانسته است.
ناگفته نماند که در بسياري موارد، در تحريف، تصحيف و اسقاط در متن، بررسيهاي او تنها به مقابله روايتها محدود نميشود، بلکه متن روايتها را در درجه اول با متن قرآن و فتواي شيعه مورد مقايسه و نقد قرار ميدهد.[٦]
[١]. همان، ص٤٦ ـ ٤٨. ر.ک: التهذيب، ج٥، ص٧٤ و ٧٦؛ الکافي، ج٤، ص٣٤٦؛ الفقيه، ج٢، ص٣٤٤؛ الاستبصار، ج٢، ص٣٠٩.
[٢]. همان، ص٥١ ـ ٥٢. نيز ر.ک: «حسنبنعليبنابيحمزه البطائني»، ص٢٩٧ ـ ٣٠٤.
[٣] همان، ص ٧٠ و ٧١.
[٤]. التهذيب، ج١، ص٧.
[٥]. علل الحديث، ص٦٨ ـ ٦٩.
[٦]. همان، ص ٧٠ و ٧١. بهبودي به نظير همين روايت در التهذيب، ج٨، ص ٢٢ ، اشاره ميکند که جمله تعريضيه را حذف کردهاند. به زعم او چنين تلخيصي فقيهانه نيست؛ زيرا تعريض را نشانه تشخيص حکم است، از بين برده است.