علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
این روایت به خوبی دلالت دارد بر اینکه سؤال و جواب مزبور حقیقی بوده نه صرف زبان حال.[١]
البته منظور وی این نیست که عیناً مثل گفتن و شنیدن این ذر باشد.
در روایت آمده است که ابو بصیر از امام صادق٧ میپرسد:
کیف أجابوا و هم ذر؟ قال: جعل فیهم ما إذا سألهم أجابوه،یعنی فی المیثاق.
یعنی خداوند در همان ذرات چیزی را قرار داده که اگر از آنها سؤال شود، بتوانند جواب گویند. عیاشی هم اضافه کرده که مقصود، جواب دادن در هنگام میثاق است.[٢]
علامه در ادامه، توضیح میدهد که جواب آنها در عالم به نحوی بوده که اگر به عالم دنیا نازل میشدند، همان جواب، جواب دنیوی ایشان به زبان و کلام لفظی میشد. مؤید این معنا جمله امام است که فرمود: «اگر از آنها سؤال شود»، و نفرمود: «اگر حرف میزدند یا مشابه آن».[٣]
علامه در توضیح بیشتر مینویسد:
در آن عالم زبان و دل یکی بوده و از اینرو امام فرمود: آری و با دلهایشان، و با این تعبیر جواب زبانی را تصدیق کرده و جواب با دلها را اضافه کرده است.[٤]
مستند این دیدگاه
علامه طباطبایی عالم ذر را قطعی میداند؛ هر چند وی در جهت نفی آرای دیگران بر اصول عقلی و فلسفی تکیه کرده، ولی در جهت ایجابی بنیان سخنش را بر روایات استوار کرده است؛ همچنانکه در موضوع معراج و شقالقمر و وقایع خارقالعاده امتهای دیگر چنین کرده است.[٥] وي با آنکه فهم قرآن را در بسیاری از موارد مستقل از روایات میداند، ولی در مواردی خود را بینیاز از روایات نمیداند.[٦] در مورد عالم ذر نیز چون با معمایی روبهرو است،[٧] رمزگشایی آن را از طريق احادیث دیده است. از یک سو، ظاهر آیات قرآن عالم ذر را اثبات نمیکند و از سوی دیگر، با روایاتی روبهرو شده است که امامان معصوم و صحابه آن را نقل کردهاند؛ به گونهای که این روایات در حد تواتر معنوی است؛ گر چه خود ایشان تواتر را فقط برای اصول اعتقادی لازم میبیند و در اين باره مینويسد:
در اصول و معارف دينی الهی فقط کتاب و سنت قطعی حجت است.[٨]
[١]. تفسیر العیاشی، ج٢، ص٤١.
[٢]. الکافی، ج٢، ص١٢.
[٣]. همان، ج٢، ص١٢، باب کیف اجابوا وهم ذر.
[٤]. المیزان، ج٨، ص٣٢٦.
[٥]. همان.
[٦]. علامه طباطبایی و نقد حدیث، ص١٣٦.
[٧]. قرآن در اسلام، ص٣٧ و ٨٤؛ المیزان، ج٣، ص٨٤.
[٨]. المیزان، ج٨، ص٣٢٩.