آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمايه حالات روحی است
کمال نيست و نقص است.
اگر شما برای بچهای يک اسباببازی بخريد، بعد که میخواهيد اسباببازی را از او بگيريد سفت و محکم میچسبد، مَنوع است، يعنی اين خيری که به او رسانديد حالا اين خير را منوع است، به هيچ قيمتی حاضر نيست از او بگيريد. محکم آن را گرفته؛ وقتی هم میخواهد بخوابد روی سينهاش میگيرد و میخوابد. اين برای بچه کمال است يا نقص؟ اين نيز برای بچه کمال است. اگر بخواهيد يک مرحله بالاتر را بگوييد، مثلًا بخشنده باشد يا بفهمد پدر که از او میگيرد میخواهد يک چيز بهتری به او بدهد، [میگوييم] فرض اين است که به حد آن فهم نرسيده و اگر بدهد از روی نافهمی داده است. در حد فهم خودش برای او کمال است که وقتی يک اسباببازی به او میدهند محکم بگيرد و بچسبد.
ولی اگر اين حالت برای اين بچه دوام پيدا کند و بعد هم که يک جوان بيستساله شد همين حالت را نشان بدهد، آن وقت ديگر مسلّم نقص است و به او میگويند آيا تو نمیفهمی که تو بيماری و آدم بيمار بايد بيماريش را معالجه کند؟ تو نمیدانی اين آمپول را که به تو میزنند برای معالجه بيماری توست؟ تو به صرف اينکه يک ذره دردت میآيد اينقدر حساسيت و اضطراب نشان میدهی و جزع و فزع میکنی؟! تو بايد افق وسيعتری را ببينی و بر اساس يک افق وسيعتر قضاوت کنی. گفت:
طفل میلرزد ز نيش احتجام [١] | مادر مشفق در اين غم شادکام | |
چرا؟ مادر که دشمن بچه نيست. بچه گريه میکند و میلرزد ولی مادر
[١]. يعنی حجامت.