آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - سخن حکما
حال آيا برای علی عليه السلام هم «الْحَقُّ مُرٌّ» حق تلخ بود؟ يا برای علی حق از هر شيرينی شيرينتر بود. پس حق تلخ است برای چه کسی؟ برای آن که خودش تلخ است. آن تلخی در واقع از خودش است نه از حق. او تلخی ذائقه خودش را دارد احساس میکند نه اينکه [حق] تلخ باشد.
بهترين تابلويی که قرآن از بشر مجسم کرده است آنجاست که بشر با حق مجانب میشود يعنی در جانب خلاف قرار میگيرد، در همان حدی قرار میگيرد که حق و حقيقت برايش تلخ است؛ گاهی حق و حقيقت آنقدر برای انسان تلخ میشود که نمیتواند زنده باشد و آن را ببيند؛ میگويد اگر حق همين است پس من نباشم که نبينم. حال از اينجا آدمی میفهمد که انسان به چه صورتی در میآيد، چقدر اين ماهيت حقخواه و حقطلب و اين«فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» [١]سخن حکما
حکما و فلاسفه معتقدند که بدن برای نفس و روح انسان [مانع از درک لذات و آلام به طور واقعی است،] چون تا وقتی که انسان در اين دنيا هست، با اين بدن کار میکند و نفس اشتغال تدبيری به اين بدن دارد، زيرا نفس و روح و آن قوه حياتی است که مدبّر بدن است و بدن را تدبير
[١]. روم/ ٣٠.