آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩ - تعبير ابن سينا
بسياری از وقت خودش را صرف وزارت و امثال آن کرد و «وقتی» مثل وقت او خيلی حيف بود که صرف وزارت بشود، آنهم وزارتهای آنچنانی، يک آدمی که میتوانست در [زمينه] فکر خيلی خدمات جاويدان انجام بدهد. ديگر اينکه مردی بوده که علیرغم توصيههای خودش کم و بيش اهل عيش و عياشی بوده است. همين دو چيز سبب شد که اين مرد که مزاجی فوقالعاده قوی داشته [عمر کوتاهی داشته باشد.] آدم خارقالعادهای است. شاگردانش نوشتهاند مزاجش خيلی قوی بود، اندامش خيلی زيبا بود، مرد بسيار زيبايی بود، حافظه بسيار قوی و هوش خارقالعادهای داشت.
همه عمر اين آدم پنجاه و چهار الی پنجاه و هفت سال بوده و از اين بيشتر نبوده است.
يک زندگی پرماجرای پرگرفتاری داشته است. در جوانی پدرش میميرد، بعد خودش مسؤول زندگی خود و عائلهاش میشود، قهراً طبابت میکند. در اين وقت گرفتاريهای ديگری پيدا میکند. سلطان محمود او را میخواهد که وی را به غزنين ببرد. فرار میکند، پياده از اين شهر به آن شهر میرود. مدتی به گرگان میرود، مدتی به اصفهان، مدتی به همدان، مدتی زندان، يک وضع عجيبی. در عين حال اين مرد آثاری خلق کرده و آفريده که انسان حيرت میکند در اين عمر کم با اينهمه ماجراها و استاد نداشتنها او چگونه اينها را آفريده که اگر يک آدمی بود مثل خيلی افراد ديگر، يک زندگی آرامی میداشت، مثلًا در يک دانشگاهی تحصيل کرده بود، از استادهای زبردستی برخوردار بود و عمرش را تنها به علم صرف میکرد چه میشد! خيلی عجيب بود. بعلاوه همينطور که عرض کردم مقدار زيادی از وقتش صرف وزارت و اين کارها میشد. صبح تا غروب دچار کارهای سياسی بود، آنگاه شب میآمد مینشست، شاگردها دورش جمع میشدند، او میگفت و آنها