آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - تجسم اعمال در قيامت
حال در اينجا هم به احتمال بسيار قوی عدد ملحوظ نيست که حتماً آن زنجير هفتاد ذراع است يا هفتاد حلقه يک ذراعی دارد، چون زنجيرهای اشخاص متفاوت است. ممکن است کسی زنجيری داشته باشد هفت ذراع، ديگری زنجيری داشته باشد بيست ذراع، يکی هفتاد ذراع، يکی هفتصد ذراع و يکی هفت هزار ذراع. اين امر بستگی دارد به اينکه در اين دنيا با چه زنجيرهايی بسته شده باشد و اين زنجيرهايی که به او بسته شده است چند حلقه داشته باشد. مثلًا کسی فلان عمل خلاف شرع را مرتکب میشود، فلان حرف ضد اسلام را در يک جا میزند (اين اصل گناه)، برای چه؟ برای اينکه اگر آن حرف را نزند در فلان کار راهش نمیدهند.
اگر در آن کار راه ندهند بعد دستش در کسب و کار هم بسته میشود. اينجا آن حلقه متصل به اين حلقه است. بسيار خوب، بسته شود. میگويد اگر من از آن هم صرفنظر کنم در فلان جا چنين میشود. اگر آن اينجور بشود در فلان جای ديگر يک جور ديگر میشود. اگر حساب کنی میبينی- به اختلاف افراد- ده، سی، هفتاد، صد حلقه زنجير است که پشت سر يکديگر واقع شده است، يعنی يک رشته بهم پيوسته از نابکاريها؛ و اين رشته نابکاريها در افراد، مختلف است.
ثُمَّ فی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها ... امروز در زبان فارسی و اصطلاح عربی، ذرع را به آن واحد مخصوص طول میگوييم که در قديم معمول بود و از متر اندکی بيشتر است. اصل لغت «ذرع» در زبان عربی به معنی طول و کشش است. از آرنج تا سر انگشتها را «ذراع» میگويند برای اينکه يک واحد طول بوده است؛ مثل اينکه «پا» يک واحد طول است، مثلًا میگوييم اين فرش چند پاست. چنانکه وجب يک واحد طول است پا را هم واحد طول میگيرند. انسان با وسيلهای که هميشه در اختيارش است اشياء را اندازهگيری میکند. مثلًا میخواهد ببيند اين اتاقی که در آن نشسته است