آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - معنی قرب به خدا
عرف قراردادی انسانها دارد گاهی سبب اشتباه میشود. انسان خيال میکند اين مفاهيم اجتماعی در مورد خدا صدق میکند، در صورتی که در مورد خدا حقيقت است نه اين قراردادها. در عرف اجتماع، ما قرب و بعد داريم اما قرب و بعدهای اعتباری و قراردادی. مثلًا میگوييم فلان شخص نزد فلان مقام خيلی مقرّب است. آيا مقصود اين است که او قرب مکانی به وی دارد يعنی فاصله مکانی او با آن مقام کم است؛ ديگران فاصلهشان مثلًا بيست قدم است او هميشه فاصلهاش پنج قدم است؟ اگر اين جور باشد پس پيشخدمت هر صاحب مقامی از همه افراد ديگر بايد مقربتر باشد چون قرب مکانيش از همه بيشتر است؛ در صورتی که ممکن است کسی وجود داشته باشد که از نظر مکانی فرسنگها با او فاصله داشته باشد ولی در عين حال مقرب باشد. در آنجا مقصودمان از اينکه مقرب است يعنی بيشتر مورد عنايت و محبت اوست و وی بيشتر به او لطف دارد.
حال، اينکه کسانی در نزد خدا مقرب هستند، بعضی خيال میکنند صرفاً به همين معناست و جز اين معنايی ندارد. اگر میگوييم پيغمبر اکرم از ساير مردم در نزد خدا مقربتر است، يعنی خدا به او عنايت و لطف بيشتری دارد و الّا دوری و نزديکی به خدا معنی ندارد که بگوييم يک کسی به خدا نزديکتر است، ديگری از خدا دورتر است. نه تنها انسانها، حتی ملائکه هم همين جور هستند، يعنی هيچ ملکی از ملک ديگر مقربتر و نزديکتر نيست.
اما اين گونه نيست؛ اصلًا در عالم معنا واقعاً درجات قربی هست يعنی عالم ملکوت و عالم غيب واقعاً درجات و مراتب دارد نه صرف اين است که مثلًا عنايت و لطف او بيشتر يا کمتر است. خود همين مسأله تقرب بنده به خدا، يعنی واقعاً انسان در اثر عبادت به سوی خدا بالا