آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - تفسير سوره معارج (٣)
را عرض میکنم و بعد تفسير آيه.
ترجمه آيه اين است: همانا انسان هَلوع آفريده شده است. هلوع يعنی حريص.
انسان حريص آفريده شده است.اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً اينگونه آفريده شده است که اگر بدی به او برسد بسيار جزع کننده و بسيار مضطرب و نگران است؛ با رسيدن يک شر جزع فراوان میکند.وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنوعاً اما اگر خير، چيزی که فايدهای برای او دارد، به او برسد منوع است يعنی به آن میچسبد و آن را رها نمیکند و به ديگری نمیدهد. مفسرين گفتهاند که اين دو جمله «اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً.وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنوعاً» تفسير کلمه هَلوعاً است.
«هلوع» با «حريص» اين مقدار تفاوت دارد که اين خصوصيت را بيان میکند:
هلوع يعنی کسی که در شر و در خير اين اندازه حساسيت دارد. در اين آيه دو حساسيت بيان شده است: يک حساسيت انسان در موقع رسيدن ضرر و زيان و يک حساسيت ديگر در موقع رسيدن سود و نفع. مسألهای که برای مفسرين مطرح است اين است که آيا آيه در مقام ذمّ انسان است يا در مقام مدح انسان؟ اکثر گفتهاند آيه در مقام ذمّ انسان است برای اينکه میخواهد مسأله حرص انسان و حريص بودن انسان را انتقاد کند. بعد مسأله ديگر طرح شده است که: آيه به صورت انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلوعاً است؛ يعنی بحث خلقت انسان است که انسان اين جور خلق و آفريده شده است. در واقع سرشت و حالت اوليه انسان را بيان میکند نه حالت اکتسابی؛ آنگاه مذمت، ديگر معنا ندارد. وقتی که بحث درباره اصل خلقت انسان است که انسان به حسب خلقت، حساسِ نسبت به خير و حساسِ نسبت به شر آفريده شده است، آنگونه حساسيت نسبت به شرور و اينگونه حساسيت نسبت به خيرات، آيا اين معنی دارد که خداوند متعال که خودش خالق انسان است وقتی انسان را از نظر وضع خلقت توصيف میکند در مقام مذمت باشد؟ اين اشکالی است که در