آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - مقصود از روح
قرآن میگويد همينطور که روح انسان يکدفعه بدن را رها میکند، موتش میرسد و تا موتش رسيد به عالم خودش میرود و اين ديگر متلاشی میشود تَعْرُجُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ الَيْهمقصود از «روح»
راجع به آن روحی که قرآن به اين تعبير میگويد و در سوره انّا انزلنا هم هست:تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ [١] اختلاف است که آيا مقصود از اين روح جبرئيل امين است که روحالقدس است يا اصلًا اين روح يک حقيقت ديگری است که از سنخ ملائکه نيست. بعضی مفسرين از جمله علامه طباطبايی معتقدند که روح اساساً يک حقيقت ديگری است غير از حقيقتِ ملائکه. اينها که در واقع نيروهای حياتی اين عالم هستند، همينطور که روح انسان در مردن صعود میکند و بدن را رها میکند، عالم را رها میکنند؛ وقتی عالم را رها کردند، به آن مقام و اصل خودشان باز میگردند. لهذا در مورد قيامت میفرمايد:تَعْرُجُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ الَيْه در آن وقت که موقع خرابی عالم طبيعت است ملائکه و روح، اين نيروهای نظامدهنده اين عالم، به سوی مقام خودشان عروج میکنند يعنی دست از تدبير برمیدارند. اينجاست که ديگر ماه و خورشيد و ستارهها و همه چيز حسابش بهم میريزد(إذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ وَ اذَا النُّجومُ انْکدَرَتْ وَ اذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ) [٢] وضع ديگری پيش میآيد که در آيات بعد [ذکر میشود.]
[١]. قدر/ ٤.
[٢]. تکوير/ ١- ٣.