آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - تفسير سوره نوح (١)
سرزمين چه سرزمينی بود و خصوصياتش چه بود. اينها اثری در موعظه مردم ندارد. و اتفاقاً همينها بوده که بعدها عدهای خيلی توجه خودشان را بهاين جور مسائل معطوف کردند که پيغمبر فرمود اينها علم«ما لايَعْنيک» است يعنی علمی است که دانستن و ندانستن آن به حال تو يکسان است. امروز مسألهای را مطرح میکنند؛ بعضی میگويند علم برای علم؛ يعنی علم را انسان فقط برای علم بايد بخواهد. اين، سخن درستی نيست. علم برای عمل است، پس علمهايی که در عملْ انسان را به کار نمیآيد فايدهای ندارد.
آن داستان معروف را همه شنيدهايم. در عرب علم انساب خيلی رايج بود، اينکه بدانند فلان کس پسر کيست، پدرش کيست، اسم مادرش چيست؛ پدر و مادرهای پدرش چه کسانی بودند، پدر و مادرهای آن پدر و مادرها چه کسانی بودند و به همين ترتيب. شاخه شاخه اينها را بدانند با اسمها، جزئيات و خصوصيات. حافظه خودشان را از اين جور معلومات پر میکردند، در نتيجه آن چيزهايی را که بايد بدانند نمیدانستند. اگر میشد انسان آنچه را که برايش لازم و واجب است بداند اينها را هم بداند نمیگوييم عيب دارد. پيغمبر فرمود اينها فضل است.
حال يک چنين مردی به مدينه آمده بود، در جايی نشسته بود و دورش را گرفته بودند. يکی به او میگفت: بيا اجداد من را بشمار؛ او هم راست و دروغ سرهم میکرد. ديگری از اجداد خود میپرسيد و او جواب میداد. پيغمبر فرمود: اين کيست که دورش را گرفتهاند؟ گفتند: يا رسولَ اللَّه! علّامه است (نه عالِم)، خيلی عالِم است. فرمود علمش چيست؟ گفتند علمش اين است. فرمود علم سه چيز است:ايَةٌ مُحْکمَةٌ، فَريضَةٌ عادِلَةٌ، سُنَّةٌ قائِمَةٌ. يک علم، آيت محکمه است يعنی آيت پروردگار؛