آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - سه حديث
قاتل پدرم همان شمشيری را که با آن پدرم را کشتند به عنوان امانت به من بسپارد خيانت نمیکنم. آيا از اين بالاتر میشود که امانتگيرنده شخصی مثل امام زينالعابدين باشد با آن روابطی که ميان پدر و پسر هست، امانتدهنده قاتل شخصی مثل امام حسين باشد و امر مورد امانت هم همان شمشيری باشد که با آن سر امام حسين را بريدند؟ میگويد حتی در آن مورد خيانت نمیکنم.
دوم مسأله عهد است که اگر انسان عهد و پيمان بست مادام که طرف آن را نقض نکرده نقض نمیکند.
سوم مسأله نيکی کردن به والدين است؛ يعنی والدين اگر کافر هم باشند اين جور نيست که تمام حقوقشان ساقط بشود؛ يک حقوقی دارند. ممکن است در يک شرايطی [اين حقوق ساقط گردد.] مثلًا در وقتی که والدين شمشير به روی اسلام کشيدهاند، برای فرزندی که مجاهد اسلام است کشتنش جايز است ولی در عين حال يک سلسله حقوق دارد که رعايت آن حقوق مادام که زنده است واجب است.
در حديث ديگر است: سه نفرند که احترام کردن آنها برای احدی نقص و عيب نيست و کوچکی شمرده نمیشود. يکی پدر و مادر. تو به هر درجه رسيده باشی خيال نکن به جايی رسيدهای که بالاتر است از اينکه به پدر و مادرت خدمت کنی.
ديگری مهمان. ميزبان هر که میخواهد باشد و مهمان هر که میخواهد باشد، باز خدمت کردن مهمان برای ميزبان ننگ و اهانت نيست بلکه کمال است.
اين حديث را هم بخوانم و اين بحث را تمام کنم. پدر و پسری آمدند مهمان اميرالمؤمنين شدند. حضرت خودشان بودند و فرزندشان محمد بن حنفيّه. در آخر غذا آب آوردند برای شستن دست (چون میدانيد که سنت است هم در ابتدای غذا دست را بشويند هم در انتهای غذا).