آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - آيا حق تلخ است؟
میکند يعنی وجود حق ضد وجود و هستی خودش و ضد تمنّيات و آرزوها و خواستههای اوست. و الّا معنی ندارد که حق تلخ باشد.
حال چگونه میشود حق تلخ باشد؟ فرض کنيد که شما با شخصی در يک امر مالی اختلاف نظر داريد. شما دو حالت ممکن است داشته باشيد: يکی اينکه واقعاً يک آدم جستجوگر هستيد، يعنی اگر شما به يک حاکم شرعی و قاضی شرعی و داور مراجعه میکنيد میخواهيد بفهميد قضيه چيست: ما يک چنين اختلافی با فلان کس داريم، تو بيا ببين حق با من است يا با او؛ ولی واقعاً هم شما حق را میخواهيد، دنبال حق میگرديد و میخواهيد بفهميد اصلًا شما ذیحقيد يا او. وقتی که چنين حالت بیطرفی نسبت به منافع خودتان و حالت طرفداری از حق داشته باشيد، او هرچه که حکم کند شما خوشحال هستيد. اگر گفت که اينجا مال توست او بيخود میگويد، شما خوشحال میشويد که حق را به دست آوردهايد؛ و اگر گفت مال آن شخص است و مال تو نيست، به همان اندازه خوشحال میشويد و میگوييد خدا پدرت را بيامرزد، خيال ما را راحت کردی، پس من ديگر دست نمیزنم. انسان بايد اينگونه باشد. ولی يک وقت انسان میخواهد در اين اختلاف، اين مال به هرحال به او تعلّق بگيرد، تمام کوشش وی اين است که اين مال [از آنِ او شود.] قضاوت و حکم فلان حاکم شرعی يا قاضی شرعی يا غيرشرعی را میخواهد وسيلهای قرار بدهد برای استنقاذ و به دست آوردن اين مال؛ هدفش اين است. در اينجاست که اگر او حق را بگويد و حق برضد منافعش باشد برايش تلخ و ناراحتکننده است.
پس اين امر بستگی به حالت خود انسان دارد. انسانهای تعالی يافته و با ايمان واقعی و انسانهايی که خودشان را اهل حق میدانند، هميشه میگويند ما که حقيم، [پس باکی نيست.] ما که حقيم يعنی چه؟ ما