آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - رابطه انسان با خلق خدا
طول و عرضش چقدر است، زود با پای خودش اندازه میگيرد. يکی از وسائلی که با آن اندازه میگرفتند دست بوده، يعنی با ذراع اندازهگيری میکردند. پس به اين قسمت از بدن- از آرنج تا سرِ انگشتها- از آن جهت ذراع میگفتند که وسيله اندازهگيری طولها بوده است. ذرع معمولی، اين واحد متعارف امروز را هم «ذرع» میگويند چون وسيله اندازهگيری ذرعها يعنی طولهاست. پس اصل لغت «ذرع» در زبان عربی يعنی طول. در اين آيه هم به آن معنا آمده است:ثُمَّ فی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها (يعنی طولُها)سَبْعونَ ذِراعاً فَاسْلُکوهُ [سپس در زنجيری که طول آن] هفتاد ذراع است پس او را ببنديد [و بکشانيد،] چرا؟ انَّهُ کانَ لايُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظيمِ.وَ لا يَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکينِ.
رابطه انسان با خلق خدا
اگر ما بخواهيم همه دين را خلاصه کنيم، در دو چيز خلاصه میشود: يکی در رابطه انسان با خدا، و ديگر در رابطه انسان با خلق خدا. میبينيد در قرآن هميشه صلات و زکات رديف يکديگر ذکر میشود؛ صلات به عنوان عملی که مظهری است از ارتباط انسان با خدا، يعنی به وسيله نماز انسان در مقابل خداوند اظهار عبوديت و اقرار به عبوديت میکند، و زکات چيزی است که انسان به آن وسيله رابطه خودش را با خلق خدا مشخص میکند. هردوی اينها دو امر فطری برای انسان است؛ يعنی انسان بالفطره مؤمن آفريده شده است و انسان بالفطره اخلاقی آفريده شده است. اگر انسان همان انسان باشد و فطرت خدادادی خودش، يعنی مانعی و سدی برای اين فطرت به وجود نياورده باشد، پيوندش با خدای خودش پيوند ايمانی و توحيدی است و پيوندش با خلق خدا هم براساس مهربانی و خيررسانی و کمکرسانی و جود و خدمت است.