آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - موجود منحصر به محسوس نيست
اينکه کسی بگويد چون من فلان چيز را به چشم خودم نمیبينم وجود ندارد، جز حماقت چيزی نيست. تازه مَلَک و همچنين جن ممکن است هرکدام انواع زيادی داشته باشند. شايد هزار نوع جن وجود داشته باشد، يعنی هزار نوع موجودهايی که ما آنها را فقط به نام جن و پوشيده میشناسيم. شايد آنها خودشان هزار نوع «پوشيده» باشند؛ يعنی اگر ما يک حس داشته باشيم و يک نوع آنها را درک کنيم ٩٩٩ نوع ديگرش را درک نکنيم چون ٩٩٩ حس ديگر بايد داشته باشيم تا آنها را درک کنيم.
اينها را که عرض کردم برای اين است که به اين مطلب توجه داشته باشيم که اين حرف لااقل در امروز ديگر نبايد مطرح باشد که هر چيزی بايد جسم باشد و هر جسمی بايد ديدنی باشد، پس هرچه ديدنی نيست جسم نيست و هرچه جسم نيست چيز نيست و وجود ندارد پس هرچه ديدنی نيست وجود ندارد؛ جن که ديدنی نيست پس وجود ندارد! اولًا هرچيزی جسم نيست؛ اجسام، بخشی از عالم هستی را تشکيل میدهند. تازه هر جسمی برای بشر ديدنی نيست. برای بشر جسمهای سه بعدی، آنهم در يک حد معينی، ديدنی است؛ جسم هم اگر از يک حد معين کوچکتر باشد بشر آن را نمیبيند. ميکروبها جسمند ولی بشر آنها را نمیبيند مگر با چشم مسلّح.
بنابراين ما نمیتوانيم بهانهای، نه تنها برای انکار بلکه برای شبهه نيز، داشته باشيم. جنها موجوداتی هستند جاندار شبيه جانداری انسان. نمیگويم جاناند مثل ملک. ملک را بايد گفت فقط جان است، يعنی جاندار نيست، جسم نيست که جان داشته باشد؛ ولی جن مانند انسان جاندار است، جسم جاندار است.