آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمايه حالات روحی است
خيلی خوشحال است چون افق وسيعتری را میبيند. اين بچه هم وقتی که افق فهمش به حد مادر رسيد در اين غم بايد شادکام باشد نه اينکه غصه بخورد.
در خيرها هم همينجور است. وقتی که آن بچه يک جوان بيستساله شد اگر هرچه که به او رسيد به آن چسبيد و حاضر نشد بدهد [آيا اين امر برای او کمال است يا نقص؟] مثلًا به او بگويند اين غذايی که اينجا هست آن برادرت از گرسنگی دارد میميرد، آن را به او بده. آن بچه يک ساله اين حرفها سرش نمیشود، باز هم چسبيده و نمیدهد، و اين برای او کمال است. اما برای يک جوان بيستساله چطور؟ اين چيزی که برای بچه يک ساله کمال است آيا برای او هم کمال است که هرچه به او بدهيد ديگر به هيچ قيمتی حاضر نيست آن را پس بدهد؟ آيا نبايد حساب کند که بسياری از اعطاءها و جودها و دادنها و از خود جداکردنهاست که به دنبال خودش خيرات بزرگتر را میآورد؟ پس برای او که مراحل اول خلقت را طی میکند کمال است و بايد هم اين جور باشد ولی در آن مراحلِ به خود واگذاشتگی و وانهادگی بايد از آن حالت [يعنی حرص] به عنوان يک سرمايه استفاده کند، چون اگر آن نباشد بعد کمالی نيست. باز بايد همين حرص در نهاد انسان باشد که در مرحله وانهادگی با حرص مبارزه کند؛ مبارزه با حرص است که او را به کمال میرساند. اين سرمايهای است که به او دادهاند برای اينکه بعدها با گلاويز شدن و درگير شدن با همين حالات اوليه، مراتب و درجات کمال خودش را طی کند يعنی ديگر به اين حالت باقی نماند و حرص را رام کند.
اگر انسان حرص را به طور جبلّی و طبيعی و اوّلی نداشته باشد، بعد ديگر هيچ چيز برايش کمال نيست. آيا آن وقت برای يک چنين انسانی