آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمايه حالات روحی است
از خودگذشتگی کمالاست؟ ما انسانهايی را توصيف میکنيم و میگوييم اينها مردمان فداکار و از خودگذشته بودند، مال و جان و همهچيزشان را در راه خلق خدا فدا کردند.
[ممکن است کسی بگويد] فدا کرده باشند؛ چه فرق میکند با آن که خودش خورده؟
فرقش در اين جهت است که اگر اين مبدأ حرص در او نبود در ايثار هم کمال نبود؛ يعنی اگر ميل طبيعی به اينکه «آنچه خود داری خرج خودت کن و به ديگری نده» نبود آن عمل ايثار که بر ضد اين ميل طبيعی است کمال نبود.
اگر علی عليه السلام هم بشر نمیبود و اين خصلتهای بشری را نمیداشت يعنی او وقتی که با خانوادهاش روزه گرفته بود اصلًا گرسنه نمیشد و هميشه سير بود و وقتی که سر افطار غذا را آوردند- اگر همان نان جو هم هست- هيچ رغبت و ميلی از قبيل همان رغبتها و ميلهايی که يک بشر به طعام دارد و بايد هم داشته باشد نداشت بلکه يک حالت بیتفاوتی داشت، وقتی که مسکين و يتيم و اسير آمده و او قرص نانش را میدهد، مثل اين است که يک مشت سنگريزه داده باشد؛ آن کمالی نيست؛ مانند اين است که من يک مشت سنگريزه داده باشم. من اگر يک فقيرْ دم در بيايد بروم دامنم را پر از سنگريزه کنم و به او بدهم هنری کردهام؟ نه. ولی با توجه به اينکه اين حالت اوليه را دارد آن حالت ثانوی برايش کمال است. اگر اين حالت اوّلی را نداشته باشد حالت ثانوی هم برايش کمال نيست.
پس چه موجب مدح است و چه موجب ذم؟ اصل خلقتِ اين حالت يعنی اين ميل طبيعی، اين حساسيت نسبت به شر و اين حساسيت نسبت به خير بدون اينکه محاسبهای در کار باشد که در مواردی بايد شری را برای خير بزرگتر تحمل کرد- که اسمش میشود صبر: صبر بر طاعت، صبر از معصيت، صبر بر مصيبت- کمال است و اصل اين حالت را به طور