رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٧ - لقاء الله به برهان صديقين
و چگونه نيازمند نگشتيم در اين باب به اعتبار خلق و فعل وى , اگر چه آن نيز دليل است , اما اين باب شريفتر است و وثوق بدان بيشتر , يعنى اعتبار كردن حال وجود و گواهى دادن حال وجود از آن روى كه وجود است بر هستى وى چنانكه بيان كرديم , بعد از آن گواهى دادن هستى وى بر دگر چيزها اندر وجود , و اندر كتاب الهى آنچه گفته : سنريهم آيا تنا فى الافاق و فى انفسهم اشارت بدين است , و اينحل جماعتى است , و بعد از آن مى گويد : او لم يكف بربك انه على كل شيى ء شهيد و اينحال صديقان است , كه هستى وى بگواهى گيرند بر هستى دگر چيزها نه از هستى دگر چيزها استدلال كنند بر هستى وى تعالى
خلاصه نظر شيخ اين كه اعتبار خلق هر چند دليل است و ليكن اين باب يعنى ملاحظه حال وجود و نظر در نفس وجود اوثق و اشرف از آنست , چون برهان لم است و مبتنى بر مقدمات تسلسليه و تفصيلاتى كه ديگر دلائل هستند , نيست
اعتبار خلق آنست كه متكلمين به حدوث اجسام و اعراض بر وجود خالق استدلال كرده اند , و به نظر در احوال و اوصاف خلق بر صفات بارى تعالى
و ديگر آنست كه طبيعيون از وجود حركت بر وجود محرك استدلال كرده اند , و به امتناع اتصال محركات و ذهاب آنها بلانهايه بر وجود محرك اول غير متحرك كه محرك از ليس به ايس و از قوه به فعل است , و از آن بر وجود مبدا اول
كلمات علماء در پيرامون برهان صديقين شيخ بسيار است كه در حاشيه آقا حسين خوانسارى بر اشارات و ديگران آمده است و ما اگر برهان صديقين را درجات و مراتب بدانيم اين نحو كه شيخ اقامه كرده است مرتبه عالى و درجه رفيع آن هم نيست تا چه رسد كه مرتبه اعلى و ارفع آن باشد زيرا كه برهان صديقين از حقيقت وجود يعنى از شهود نفس ذات او باشد نه از مفهوم آن و جناب شيخ از مفهوم آن پيش آمده است چنانكه در صدر نمط مذكور در فصل نهم گويد : تنبيه كل موجود اذا التفت اليه من حيث ذاته من غير التفات الى غيره فاما ان يكون بحيث يجب له الوجود فى نفسه اولا يكون فان وجب فهو الحق بذاته الواجب وجوده من ذاته وهو القيوم , وان لم يجب لم يجز ان يقال انه ممتنع بذاته بعد ما فرض موجودا الخ و بر اين عنوان ( ( كل موجود اذا التفت اليه ) ) پيش رفته است تا در آخر نمط كه گفت : تامل كيف لم يحتج بياننا الخ و آنرا برهان صديقين ناميده است فافهم