رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٤ - اول ما صدر عن الله تعالى و اول ما خلق الله
قلم اعلى مسمى به عقل اول است لذا در صحف عرفانيه در دو امر بحث كرده اند يكى در صحت بودن وجود عام صادر اول متوسط در كثرت و ديگر در بطلان قول به اين كه عقل اول صادر اول است و علامه ابن فنارى در مصباح الانس بين المعقول والمشهود فى شرح مفتاح غيب الجمع والوجود كه از مؤلفات او و شيخ او صدرالدين قونوى است در هر دو امر به تفصيل بحث و تحقيق كرده است ( ٥٦ )
و اين حقير چند سالى پيش از اين مقالتى در اول ما صدر عن الله و اول ما خلق الله نوشته است كه نقل آن را در اين مقام مناسب مى بيند و شايد خالى از قائده نباشد :
اول ما صدر عن الله تعالى و اول ما خلق الله
در كتب اساطين عرفان اول ما خلق جز اول ما صدر است و اول ما صدر مقدم بر اول ما خلق است و از برخى روايات اهل بيت وحى عليهم الصلوه والسلام همين دقيقه استفاده مى شود بلكه ظواهر روايات متعددى بر اين نكته عليا دلالت دارد , و براى متضلع در فهم صحف مطهره عارفين بالله معلوم است كه منبع معارف آنان باطن ولايت است و اشارات آنان بشاراتى از اسرار و بطون آيات و روايات است و در حقيقت عارف كامل فيلسوف حقيقى است و بتعبير دلپذير معلم ثانى فارابى در آخر كتاب تحصيل السعاده فيلسوف حقيقى امام است , نخست به بيان برهان اول ما خلق بمنباى حكيم مى پردازيم و پس از آن به بيان اول ما صدر بر اساس عارف :
در كتب عقليه مبرهن است كه الواحد لا يصدر منه الا واحد اين واحد مصدر , واحد حقيقى است كه بسيط الحقيقه است يعنى از تمام جهات واحد است و بهيچ نحو تكثر و اجزائى ندارد نه اجزاى خارجى چون تجزيه مركبات به عناصر و بسائط و تجزيه عقا قير و معجونات و اطريفلات به مفردات و تجزيه جسم به ماده و صورت , و نه اجزاى مقدارى و عددى كه در كم متصل و منفصل جارى است و نه اجزاى ذهنى كه جنس و فصل است و اجزاى اعتبارى موجود ممكن به وجود و ماهيت است و نه ديگر اجزاى موهوم و متصور مطلقا
شيخ رئيس در فصل يازدهم نمط پنجم اشارات در بيان قاعده الواحد لا يصدر عنه الا واحد بحث كرده است و عنوان آنرا تنبيه قرار داده است , خواجه در شرح آن فرمايد :