رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٨ - تبرك به تمسك آيات و رواياتى در تعين اطلاقى حق سبحانه و تعالى
يا خفيا قد ملات الخافقين *** قد علوت فوق نور المشرقين
انت سر كاشف اسرارنا *** انت فجر مفجر انهارنا
يا خفى الذات محسوس العطا *** انت كالماء ونحن كالرحى
انت كالريح و نحن كالغبار *** يختفى الريح وغبراه جهار
تو بهارى ما چو باغ سبز و خوش *** او نهان و آشكارا بخششش
تو چو جانى ما مثال دست و پا *** قبض و بسط دست از جان شد روا
تو چو عقلى ما مثال اين زبان *** اين زبان از عقل مى يابد بيان
تو مثال شادى و ما خنده ايم *** كه نتيجه شادى فرخنده ايم
جنبش ما هر دمى خود اشهد است *** كو گواه ذوالجلال سرمد است
گردش سنگ آسيا در اضطراب *** اشهد آمد بر وجود جوى آب
اى برون از وهم و قال و قيل من *** خاك بر فرق من و تمثيل من
ب - در سوره مباركه نجم فرمود : وان الى ربك المنتهى وانه هو اضحك وابكى وانه هو امات واحيى وانه هو اغنى واقنى در اين آيات با اين كه بطور حصر ايجاد اين افعال را به خودش ارجاع داده است , در عين حال آنها را به انسان نسبت داده است مثلا وجود و ايجاد ضحك و بكاء از خداوند سبحان است ولى انتساب آنها به انسان است كه ضاحك و با كى او است
در تمام شئون افعال و اطوار و احوال انسان و غير انسان در همه وقت و در هر مقام و مرتبه موجودات , منتهاى همه رب آنها است كه وان الى ربك المنتهى و اسناد افعال ما بما از حيث انتساب به ما بديهى و ضرورى است و به قول خواجه طوسى در تجريد الاعتقاد : والضروره قاضيه باستناد افعالنا الينا و افعال شش گانه اضحاك و ابكاء و اماته و احياء و اغناء و اقناء مستوعب همه اطوار وجود انسانى اند فتبصر
ج - الم يعلموا ان الله يقبل التوبه عن عباده وياخذ الصدقات ( توبه ١٠٤ ) با اين كه صدقات را فقراء مى گيرند , خداوند متعال اخذ را به خود اسناد داده است كه اخذ حق تعالى عين اخذ خلق است ( ٤١ )
د - ان الذين توفاهم الملائكه ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم ( نساء ٩٨ ) آنانكه ملائكه ارواحشان را قبض مى كنند , در حالى كه ستمكار به نفس خود بودند , ملائكه به ايشان گويند در چه كار بوده ايد