رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٧ - سخن در بيان مراد از وحدت وجود بقلم حكيم متاله آيه الله رفيعى قدس سره
الله تعالى در جاته كه مخطوط آن در نزد نويسنده محفوظ است مزيدا للاستبصار تبرك مى جوييم :
سخن در بيان مراد از وحدت وجود بقلم حكيم متاله آيه الله رفيعى قدس سره
بسم الله الرحمن الرحيم
( ( سخن در وحدت وجود و بيان مراد و معنى از اين كلمه بطورى كه مطابق عقل و ذوق و شرع انور است :
بدان كه اين كلمه در بين اهل عرفان و حكمت الهى بسيار شايع و متداول است و در اكثر كتب اهل معقول در مواردى مسطور مى باشد و در تفسير آن چهار معنى متصور است به ترتيبى كه خواهيم بيان نمود
اول آنكه مراد از وحدت , وحدت شخصيه باشد و مقصود اين باشد كه حضرت واجب بالذات شخص واحد منحصر به فرد در وجود است و براى وجود و مفهوم هستى مصداق ديگرى نيست و موجودات بسيار از سماء و ارض و جماد و نبات و حيوان و نفس و عقل كه در عالم امكان مشهود هستند همه خيالات همان واجب الوجود مى باشند و در واقع چيز ديگر نيستند مانند آب دريا كه به صورت موجهاى گوناگون از بزرگ و كوچك و بلند و پست برمى آيد و در حقيقت شخص آب دريا و موجهاى آن يك حقيقت و يك فرد آب بيش نيست بلى كثرت موجها و هم را به گمراهى و ضلال برده و انسان خيال مى كند موج غير از آب است
اين تفسير غلط محض و بيهوده است زيرا كه علاوه بر اين كه اين معنى منافى صريح شرع انور و كفر است و مرجع آن به انكار واجب بالذات و نفى مقام شامخ احديت است مخالف با قواعد عقليه است و همه اوضاع مسلمه در علم حكمت را كه عليت حق و معلوليت ممكنات و حاجت ممكن به واجب و سائر اوضاع علمى را بر هم ريخته و اساس خداپرستى و بندگى را منهدم مى نمايد و هم مخالف با حس است زيرا كه بطور محسوس مى دانيم و مى بينيم كه براى هر نوعى خواص و آثارى است كه در نوع ديگر نيست حتى در گياه اثر يك گياه كه سم است هلاك نمودن است , و اثر گياه