رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٨ - مضاحات بين وحدت و وجود
تقابل بين وحدت و كثرت
يكى از مباحث وحدت در زبر اهل نظر نحوه تقابل آن با كثرت و تحقيق بين وحدت و كثرت است و در نتيجه اثبات مى گردد كه تقابل لاحق و عارضشان مى شود نه اينكه بينشان تقابل ذاتى بوده باشد بيانش به اختصار اين كه هيچيك از اصناف چهارگانه تقابل بين وحدت و كثرت صادق نمى آيد :
اما تقابل تضاد براى اين كه وحدت مقوم كثرت است و هيچ ضدى مقوم ضدش نيست بلكه مبطل و مفنى اوست
اما تقابل عدم و ملكه براى اين كه هر يك از وحدت و كثرت امر وجودى اند , و ديگر اين كه هيچيك از وحدت و كثرت عدم و ملكه به قياس با ديگرى نيست مثلا وحدت عدم كثرت چيزى كه شان آن چيز كثرت باشد نيست , و يا كثرت عدم وحدت چيزى كه شان آن چيز وحدت بوده باشد نيست
و چون تقابل عدم و ملكه در واحد و كثير جائز نيست , تقابل تناقض هم بين آن دو جارى نيست زيرا علاوه بر اين كه وحدت و كثرت دو امر وجودى اند اگر تناقض در الفاظ است و زيد قائم نيست و به اين اعتبار با حال وحدت و كثرت سازگار نيست , و اگر تناقض در مفهومات مفرده اعتبار گردد اين معنى خود همان جنس عدم و ملكه است كه گفته آمد
اما تقابل مضاف براى اين كه ماهيت كثرت به قياس با وحدت تعقل نمى شود , و هر گاه كثرت از مضاف باشد بايد ماهيت وحدت نيز به قياس با كثرت معقول باشد چون شرط متضايفين چنين انعكاس است , و بايد در وحدت و كثرت از اين حيث متكافيين باشند و حال آنكه چنين نيست پس روشن شد كه تقابل بين ذات وحدت و كثرت نيست و لكن لا حق و عارضشان مى گردد مثلا وحدت از آن حيث كه مكيال است مقابل كثرت از آن حيث كه مكيل است , مى باشد
مضاهات بين وحدت و وجود
از جمله مطالب كه در پيرامون وحدت معنون است , مضاهات آن با وجود به وجوه عديده است از آن جمله اين كه عدد به تكرار واحد تحقق مى يابد يعنى اعداد تكرار