رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٨ - مضاهات بين وحدت و عدد در نسب و اضافات
بى وجود نتواند بود , و نه بى وحدت واحد , پس از افاده مطالبى گويد :
محصل كلام محققان صاحب فطانت آنست كه وجود واحد است به وحدت حقيقى احاطى كه هر چه خارج فرض كنند عدم صرف و لا شى ء محض بود و به هيچ وجه نه تعدد رواست در او و نه تجزى , و وجودات متكثره كه اضافت به موجودات عينى مى كنند از قبيل نسب و اعتباراتى است كه جز در مشاعر و مدارك تحققى نباشد آنرا , و به حقيقت مجموع اشياء به يك وجود موجودند و چون كثرتى به غايت عظيم مشاهده مى رود و عقل به شهادت حواس هر يك از آنها را موجودى مستقل مى شمرد كه به تعينى خاص ممتاز است و در تحقق عينى از امثال و اشباه بى نياز , ظاهرا قولى بعيد مى نمايد كه هستى چنين كثرتى به اين صفت به يك وجود تواند بودن بى آنكه تعددى طارى شود او را , و حال آنكه به اين ضوابط مستنبطه در حيطه يك مربع وفقى مربعات متعدد متنوع را وفق درست مى آيد چنانكه عقل به شهادت بصر هر يك از آن را مربعى مستقل شناسد ممتاز به تعينى مخصوص كه هيچ يك در نمايش وحدت عدلى وفقى كه بمثابه روح است او را و مظهريت آن احتياج بديگر نبود و اگر فرضا ديگر بيوت از اطراف او قطع كنند مربعى مكمل معدل باشد , چه وضع اعداد در مربع صد در صد به نوعى صورت بندد كه صحيح الوفق باشد و در ضمن او بيست هزار و هشتصد و بيست و چهار مربع را وفق بود به اشارت حسى يك يك را تشخيص توان نمود و صحت وفقش را به يقين باز دانست و اعظم آن مربعات را نه هزار و دويست و شانزده خانه بود و اصغر از همه را شانزده
و به صريح مشاهده محقق است كه در واقع به غير از مربع اصل و ده هزار خانه او امرى ديگر نيست و مربعات ضمنى كه عمده ايشان از بيست هزار و شمار بيوتشان از هزاران هزار مى گذرد و هستى و نمايش هر يك به آنست كه شانى است از شئونات آن ذات واحد و خالى از احوال و منشا تحقق و امتياز ايشان اعتبارات قواى ادراكيست كه قطع نظر از آن مجموع , مستهلك اند در وحدت جمعى مربع اصل
اين چند نكته سامى را در بيان احكام و نسب اعداد و اوفاق بدانجهت آورده ايم تا