رساله وحدت از ديدگاه عارف و حکيم - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٢٦ - بسم الله الرحمن الرحيم عارف بمنزله كن الله تعالى است
نباشد اين بهشتى آنچنانه *** كه نبود واسطه اندر ميانه
بيا در آن بهشتى كن اقامت *** كه حق بى واسطه بدهد سلامت
بجاى نامه با تو در خطابست *** دهن بندم كه خاموشى صوابست
ولى حرف دگر دارم نهفته *** شود گفته , بود به از نگفته
كه حق سبحانه در ( ص ) قرآن *** چو فرمايد زاستكبار شيطان
در آن گفت و شنود با عتابش *** نباشد واسطه اندر خطابش
تدبر كن در آيات الهى *** كه قرآن بخشدت هر چه كه خواهى
مر آن نامه كه منشور الهى است *** مپندارى كه قرطاس و سياهى است
حروفش از مداد نور باشد *** در آن نامه چنين مسطور باشد
كه اين نامه بود از حى قيوم *** بسوى حى قيوم و من اليوم
ترا دادم مقام كن ازين كن *** هر چه خواهى انشايش كنى كن
من از كن هر چه خواهم مى شود هست *** تو هم كن گوى و مى باشد ترا دست
خطاب نامه جامع هست و كامل *** كه هر يك از بهشتى راست شامل
قيامت را پس از بعد زمانى *** چه پندارى كه خود اينك در آنى
در آن حد سزاوار مقامت *** رساند حق تعالى هم سلامت
مقام كن به بسم الله يابى *** بهر سور و نمايد فتح بابى
بطى الارض اندر طرفه العين *** به بينى اين كه من اين الى اين
و يا با اينكه در جايت مقيمى *** چو آصف آورى عرش عظيمى
به بسم الله كه اذن الله فعلى است *** تو را فيض مقدس در تجلى است
دما دم جلوه هاى يار بينى *** چه كالاها درين بازار بينى
متاع عشق را گردى خريدار *** برون آيى زوسواس و زپندار
ولى ما لم تذق لم تدر ايدوست *** چشيدى اندكى دانى چه نيكوست
چون بسم الله الرحمن الرحيم جزء هر سوره است بايد در نماز هر بسم الله الرحمن الرحيم بقصد همان سوره خوانده شود , و تابع حكم همان سوره است و در اينمقام برخى از مسائل فقهى مورد نظر است كه در روايات اهل عصمت و كتب فقهيه اهل ولايت معنون است و ورود در آنها خارج از حوصله رساله است هر چند بى فايده نيست از آنجمله احكامى كه بر عزائم اربع يعنى آن چهار سوره