طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٩٧ - اشاره
بر ممالك تركستان استيلا يافت تاينگو طراز با او مصاف كرده [١] و گرفتار شد، و بر دست سلطان محمد خوارزم شاه اسلام آورد.
ثقات چنين روايت كردهاند: كه تاينكو طراز چهل و پنج مصاف فيروز داشت [٢] كه هيچ كس او را نه شكسته بود، و سلطان كرت سيوم بر بنگاه خطا [به] زد، و جمله را برگرفت [٣] و كشلوخان سنقر تتار با گورخان مصاف كرد، و گورخان را بگرفت، و دولت خطائيان برگذشت [٤] و [به] آخر شد [و الدائم هو الله] الثاني چنگيزخان مغل (لعنه الله)
اشاره
جماعتي از ثقات چنين روايت كردهاند [٥] كه از مصطفي صلي الله عليه و سلم، جمع [٦] صحابه رضي الله عنهم سؤال كردند كه: متي الساعة يا رسول الله؟ ما را اعلام فرماي، كه قيامت بعد ازين بچندگاه باشد؟ فرمود: [بعد از] شش صد و اند سال باشد، و اند را كه در زبان پارسيان است بعربيت دو لفظ است يكي نيف [و] دوم بضع، اما لفظ بضع در قرآن بدو جاي است: يكي در قصه يوسف عليه السلام فلبث في السجن بضع سنين، [٧] و اين هفت سال [٨] بود، و دوم در سوره روم و هم من بعد غلبهم سيغلبون في بضع سنين [٩] و اين [١٠] هم هفت سال بود، و اين لفظ نيف در عربيت و اند كه [١١] معني آنست، در زبان پارسي كلمهايست [١٢] كه ميان دو عقد عشرات (ده) افتد، چنانچه ده و اند، و بيست و اند و سي و اند، و چون بر لفظ مبارك مصطفي رفت [صلي الله عليه و سلم] ستمائة و نيف پس بايد، كه ظهور علامات [١٣] قيامت ميان شش صد و ده باشد، صدق رسول الله [صلي الله عليه و سلم] و شهادت سلطان غازي محمد سام طاب ثراه [١٤] در شهور اثني و ستمائة بود، او پادشاهي بود، كه آخر سلاطين (عادل) و ختم پادشاهان گشت، و دولت او سدي بود فتنههاي آخر الزمان (را) و ظهور علامات قيامت را. [و] دليل برين [١٥] حديث آنچه [هم] در ان
[١] مط و مب: صاف داد.
[٢] مط و مب: چهل و پنج مصاف داد كه هيچكس
[٣] مط و مب: بگرفت
[٤] مط و مب: درگذشت.
[٥] مط: رضي اللّه عنهم اجمعين كه از
[٦] مط و مب:
جمعي از صحابه
[٧] قرآن، يوسف ٤٢
[٨] مب: هفت سال اول بود
[٩] قرآن، الروم ٤
[١٠] مط و مب: و آن هم.
[١١] اصل: و اندكي معني
[١٢] مط و مب كلمه است
[١٣] مط و مب: علامت.
[١٤] طاب ثراه در مب نيست
[١٥] مط و مب: بدين