طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٦٥ - (٤٣) بنيان
مؤلف نام اينجا را در طبقه ٢٣ در حديث نامزد كردن لشكرهاي مغل ميآورد،
كه ملك حسن قرلغ در آنجا بود، و وقتي كه لشكر مغل برو زدند، او منهزم از
غزنين و كرمان و بنيان بجانب بلاد ملتان و سند آمد، و نيز مكررا آنرا بين
كوهسار كنوني افغان و ملتان نام ميبرد (رك: به فهرس كتاب) شرح موقعيت كرمان
را در تعليق (٢٧) خوانديد، و بنيان نيز بايد در اراضي بين غزنه و ملتان
واقع باشد، و به فكر نويسنده عاجز عبارت از بنون موجوده است، كه هم از حيث
موقع جغرافي و هم در قرابت نام به بنيان تاريخي مطابقت ميرساند، چه بنون
كنوني بعد از كرمان باين طرف درياي سند واقع و تاكنون بنامي كه خيلي به
بنيان نزديك است شهرت دارد.
ضلع بنون موجوده در صوبه شمال غربي هند شامل
بود، كه غربا به كوهسار و زيرستان و شرقا به ثغور شاه پور و مجاري سند و
شمالا بكوهسار ختك و كوهات و جنوبا به ضلع ديره اسماعيل خان پيوسته است، و
طولا ٩٠ ميل و عرضا از شمال به جنوب ٤٠ ميل مساحه دارد [١] يكي از
مشاهير اين شهر ملك القضاة صدر جهان فيض الله بن زين العابدين بن حسام
بنياني است كه بدربار محمود شاه بيگاده از پادشاهان گجرات ميزيست، و بسال
٩٠٣ ه از طرف آن پادشاه به محمد آباد دكن بسفارت رفت، وي در همين سال كتاب
مجمع النوادر خود را بزبان پارسي مشتمل بر نوادر حكايات شاهان، پيغامبران،
زهاد، علماء، فلاسفه، وزراء و امراء نوشت، و در سال ٩٠٧ ه در همان شهر
تاريخ محمود شاهي يا طبقات محمود شاهي را به تبع طبقات ناصري منهاج سراج و
تكميل وقايع ما بعد آن تاليف داشت. مخفي نماند كه اين بنون بنيان را
البلاذري بنام بنه مرادف الهاور بين ملتان و كابل نويسد [٢] در حاليكه
فخر مدبر مباركشاه بشكل (بنو) در مورد شهر كنوني ضبط كرده [٣] و بابر
نيز عين همين نام را در شحر سرزمين افغانان بجنوب كابل با فرمل و نغر آورده
است [٤] (براي تكميل اين مبحث، رك: ٧٧)
[١] حيات افغاني ص ٤٧٨
[٢] فتوح البلدان، ليدن ص ٤٣٣
[٣] آداب الحرب ص ١٢
[٤] با برنامه ص ١١٨