طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٣٧ - مادر مولف و اجداد مادري وي
در نوشتههاي سابق حالت خاندان و اجداد و پدر مؤلف را خوانديد كه يكي از
دودمانهاي معروف علمي جوزجان است، و سالها در دربار سلاطين آل محمود و آل
شنسب در غزنه و غور و لاهور مراتب بلند علمي و سياسي را داشتند و همواره در
حضور شاهنشاهان بزرگ محشور بودهاند.
همينطور خاندان مادر مؤلف نيز از
دودمانهاي بزرگ علمي و سياسي بود و مشاهير زيادي درين خاندان گذشته و
همواره رجال آن دودمان به دربار غور معزز و محترم بودند، و بنظر احترام
نگريسته ميشدند، مادر مؤلف نيز از خانمهاي محترمي بود، كه دربار غور در
حرم سلاطين ميزيست.
اجداد مادري مؤلف نسلا نساوي خراساني و مسكنا تولكي
از غور و هرات بودند، و از عهد خلافت القا در باللّه عباسي (متوفي ٤٢٢ ه)
در تولك ولايت هرات منصب قضا داشتند، و اين خاندان در سلطنت سلطان محمود
داراي مقام محترمي بود، و القادر بالله بنام آنها مثالي از حضرت بغداد
فرستاده بود، و بعد از ان در عهد المستضيء باللّه (٥٣٦/ ٥٧٥) نيز مثالي
براي تفويض مناصب فوق بانها داده شده بود، كه اين مثالين تا حين تحرير كتاب
طبقات پيش مؤلف موجود بود و خودش دران باره چنين مينويسد: و مثال او
(المستضيء) در ميان امثله اجداد مادري منهاج سراج موجود است بقضاي قلعه
تولك ولايت قهستان و جبال هراة و آن امثال بنابر مثال جد اعلي مستضيء بود
القادر، و آن امثال هم موجود است .... [١] يكي از اشخاص معروف اين
دودمان ملك ضياء الدين محمد عبد السلام قاضي تولك است كه اين شخص در دوران
فتوحات سلطان معز الدين غوري در هند همركاب سلطان بود، و وقتي كه قلعه
تبرهنده فتح گرديد به وي سپرده شد، و اين قاضي ضياء الدين مؤلف كتاب را پسر
عم جد مادري بود، و ديگري هم قاضي مجد الدين تولكي است، كه مؤلف نام وي را
قاضي مجد الدين قدوه مينويسد، و چنانچه گذشت اين شخص از طرف سلطان غياث
الدين با پدر مؤلف بحضرت بغداد بحيث عضو
[١] طبقه ١ ذكر المستضيء ١٢