طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٨٩ - اشاره
بودند، ضم كردند، و بفرستادند، و بعد از مدتي تقرير كردند كه پادشاه چين، چندان لشكر آورد، كه در عدد و حصر وعد [١] نيايد [٢] بعاقبت منكوخان شكسته شد، و در كوهي افتاد كه در تمام دور آن كوه دريا و لوري [٣] بود، منكوخان با تمام لشكر مغل دران كوه، از گرسنگي هلاك شد [ند] و مدت ملك منكوخان نه سال بود «ملك تعالي دور ملك سلطان اسلام را تا انقراض حيات آدميان باقي دارد، و خان اعظم را در دولت و فرماندهي تا انقراض عالم باقي داراد» [٤] التاسع هلاؤ [٥] بن تولي بن چنگيزخان
اشاره
هلاؤ برادر منكوخان است، و پسر تولي بن چنگيزخان [٦] و اين تولي پسر
كهتر چنگيزخان بود، و چون چنگيزخان از آب جيحون عبره كرد، بطرف خراسان آمد،
تولي را بنشابور و هرات و مرو فرستاد، و آن شهرها همه تولي بگرفت و خراب
كرد.
ثقات چنين روايت كردند: كه تولي جوان [و] خوب صورت بود، چون از
بلاد خراسان بطرف تركستان باز رفت در گذشت، و از وي چهار پسر ماند، چنانچه
به تقرير پيوسته است. و چون منكوخان پسر تولي بتخت بنشست، هلاؤ را به بلاد
ايران و عجم فرستاد، و آن ممالك او را داد، و لشكر (ها كه) بطرف عراق رفت [٧] و آن طايفه (كه) به تركستان و ختلان و طالقان و قندز بودند، و لشكري
كه بطرف غور و خراسان و هرات و گرمسير بود (ند) گفتند جمله را تا فرمان
بردار هلاؤ باشند.
چون هلاؤ به خراسان آمد، جاي مقام خود بادغيس [٨]
اختيار كرد، و ملوك اطراف عجم بخدمت او پيوستند و لشكر جرماغون [٩] مغل
بطرف عراق بود، مدام آن جماعت را با لشكر امير المؤمنين مقاتله و پرخاش
ميبود، و به هيچ وجه بر لشكر دار الخلافت دست نمييافتند، و پيوسته بر
كفار شكست ميافتاد، خصوصا در گرفتن شهر سپاهان [١٠] مدت
[١] مط و مب: كه درو حد و حصر و شمار نيايد،
[٢] اصل: ننمايد.
[٣] مط و مب:
بوري، اصل: دبودني؟ ولي همان لوري است كه گذشت بمعني مجراي آب و شيله.
[٤] جملات بين «....» در مب نيست
[٥] راورتي: هلاكو
[٦] اصل: پسر تولي چون چنگيزخان وفات كرد و اين ...
[٧] مط و مب: بود
[٨] در حاشيه اصل نوشتهاند، الحال به يايغز مشهور است،
[٩] مط و مب: جرماعون
[١٠] مط و مب: صفاهان.