طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٧ - الثامن الملك تمر خان
بيت آدينه سلخ [١] ماه شوال لقب* خ بوده و سين و دال تاريخ عرب [٢] شد كوچ تمر خان و طغان خان ز جهان* او اول شب گذشت و اين آخر شب [تمر خان در لكهنوتي نقل كرد] (و طغان خان در اوده نقل كرد) چنانچه هيچ يك از ايشان را در دنيا از فوت يك ديگر خبر نشد (هر آئينه) ملاقات [٣] ايشان بدرگاه عزت و در آخرت بوده باشد (و الله اعلم بالصواب) الثامن الملك تمر خان [٤]
ملك تمر خان ترك نيكوسيرت و گزيده اخلاق بود [و] بغايت جلد و شهيم [٥] و تا زنده و دلير، و اصل او از قفچاق [٦] بود صورت خوب داشت، و محاسن كشيده، در اول او را سلطان (از) اسد الدين منكلي [٧] برادر ملك فيروز بمبلغ پنجاه هزار جيتل بخريد، (و) در لشكر چندوال [٨] ناگاه پسر راي چندوال لده نام [٩] بدست او افتاد، چون بخدمت سلطان آورد، محل قبول يافت پس نايب امير آخر شد، و در ان وقت امير [آخر] طغان خان بود چون تمر خان قيران نايب امير آخر شد، خدمات پسنديده نمود چون طغان خان را بداور فرمود [قيران] امير آخر شد و در عهد سلطان رضيه عليها الرحمة مقطع قنوج شد، و در ان عهد بر سر لشكر هاء اسلام بطرف كاليور [١٠] و مالوه بحكم فرمان [اعلي] نامزد شد، در ان لشكر آثار پسنديده نمود و بعد از ان چون بحضرت باز آمد اقطاع كره حواله او شد، در ان طرف غزوات بسيار كرد، و شرايط لشكركشيها با تمام [١١] بجا [ي] آورد، و چون نصرت الدين تايسي [١٢] كه مقطع اوده بود برحمت حق تعالي پيوست ولايت اوده و مضافات آن حواله تمر خان قيران شد، و دران بلاد تا سرحد ترهت كارهاء بزرگ كرد، و غنايم بسيار بدست آورد، از رايان
[١] مط: آدينه و سلخ، چون تاريخ فوت اين دو ملك به تصريح مؤلف (٦٤٤ ه) است، و (خ+ س+ د) ٦٦٤ ميشود، بنابران بايد صحيح اين مصراع (خ بوده و ميم و دال) باشد تا با ٦٤٤ ه بحساب جمل موافق آيد.
[٢] مط: از تاريخ
[٣] مط: ديدار ايشان
[٤] مط: الملك قمر الدين قيران تمر خان، راورتي: تمر خان السلطاني
[٥] مط: شهم،
[٦] مط: قيچاق
[٧] كذا في الاصل و در مط و راورتي، در يك نسخه ماخذ مط: مشكلي يا متكلي منگل قوم معروف افغان است، شايد، منگلي منسوب بدين قوم باشد،
[٨] مط: چند وار، راورتي هر دو صورت را نقل كرده
[٩] مط: پسري از چند وار مده نام، راورتي: لده نام،
[١٠] مط: كاليوار
[١١] مط: كشيهاي با نام
[١٢] مط: تابسي