طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤١١ - (٧٦) تكميل تعليق نمبر ٤٠ درباره گيري
بيهقي در چهار مورد ناحيت گيري را ذكر كرده است:
(١) و بو بكر فاضل و اديب و نيكو خط بود و مدتي بديوان بماند ....
و
شغل اشراف ناحيت گيري بدو دادند. و امروز هم آنجا ميباشد سنه ٤٥١ ه (ص
٢٧٢) (٢) و طاهر دبير را بهندوستان بردند و به قلعت گيري باز داشتند (ص
٤٤٢) (٣) از زبان مسعود: عزيمت قرار گرفت كه سوي هندوستان رويم، و اين
زمستان به ويهند و مرمناره و پرشور و گيري و آن نواحي كرانه كنيم (ص ٦٦١)
(٤) پيش از ان بمدتي ويرا (مسعود) به قلعه گيري بكشته بودند (ص ٦٩٠) چون در
نسخ خطي همواره گ را ك مينوشتند، بنابران ضبطهاي اين نام در تمام نسخ خطي
قديم كيري است.
هوديوالا در تعليقات بر ايليوت (٢/ ٦٥٠) ويهندرا هند
كنوني ١٥ ميلي شمال اتك ميداند، و كلمه مرمناره را تصحيف معبر مهناره
ميشمارد، كه البيروني آنرا در ذكر درياي (كابل) چنين آورده است:
«و يخرج
من الجبال المصاقبة لمملكة كايبش و هو كابل ماء يلقب بشعبه غوروند، ينضاف
اليه ماء ثنية غوزك و ماء شعب پنجهير اسفل من بلد بروان و ماء شروت و ساو
المارة علي بلد لنبكا و هو لمغان و تجتمع عند قلعة دروته و يقع اليه ماء
نور و قيرات فيكون منها بحذاء بلد بر شاور نهر عظيم يعرف بالمعبر و هو قرية
مهناره علي شطه الشرقي و يقع الي ماء السند عند قلعة بيتور اسفل مدينة و
هي ويهند» (كتاب الهند ٢١٥) تاكنون در همين حدود جائي بنام پرتهمناره (در
پنبتو بمعني مناره افتاده) موجود است، كه بايزيد بيات در تاريخ همايون
گويد: كه همايون در سنه ٩٥٠ ه نزديك پرتهمناره از درياي سند گذشت، و
راورتي اين جاي را بر كنار غربي درياي سند بالاي اتك نشان ميدهد (ترجمه
طبقات ناصري نوت ١٠٤٣) پس بقول هوديوالا قلعه گيري هم همين شهبازگري يا
كافرگري چهل ميلي شمال شرقي پشاور و ٢٠ ميلي شمال غربي ويهند خواهد بود
(تعليقات بر ايليوت ٢/ ٦٥١)