طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٨ - السابع عشر الملك تاج الدين سنجر ترخان
كرد ناگاه در پاي حصار بهار، او را تيري بر مقتل آمد شهادت يافت عليه الرحمة و الغفران. السادس عشر الملك بت خان سيف الدين ايبك خطائي
ملك سيف الدين (بتخان) [١] ايبك خطائي بغايت نيكوسيرت و حليم و متواضع و خوب اعتقاد بود و در جلادت و مبارزت بر سر آمده و بمردانگي و شهامت معروف شده، سلطان سعيد او را بخريد، اول جاندار شد [٢] پس در عهد سلطان علاء الدين سر جاندار شد، و كهرام و سامانه اقطاع او شد، پس برن بدو حواله افتاد [٣] و از حضرت بر سر لشكرها بضبط ولايت اچه و ملتان نامزد گشت، و در ان لشكري، يك پسر او كه در جلادت و مردانگي باول جواني بر سر آمده بود، با اسپ در آب سند غرق گشت [٤] چون از آنجا باز آمد بعد از مدتي در عهد سلطان السلاطين ناصر الدنيا و الدين وكيلدر شد و آثار پسنديده، در خدمت درگاه بجاي آورد و مدتي در دولت بود، (و) در لشكر سنتور ناگاه از اسپ خطا كرد، برحمت حق پيوست، حق تعالي پادشاه اسلام را در سلطنت باقي داراد، آمين يا رب العالمين [٥]
السابع عشر الملك تاج الدين سنجر ترخان [٦][ملك] تاج الدين سنجر ترخان ترك كرخي [٧] بود، و بغايت جلد و مردانه، و شهيم و فرزانه، و او را اوصاف پسنديده بسيار بود، و احوال گزيده بيشمار، بمردي و لشكركشي موصوف، و به نيكوئي [و سيرت پاكيزه] معروف، سلطان سعيد او را بخريد، در عهد سلطان معز الدين امير آخر
[١] اصل بتخان، راورتي: بتخان مط بنخان، كه در بعضي نسخ سجان، سجانك هم آمده
[٢] اصل:
اول سر جاندار شد، پس الخ ... مط: اول سر جامدار شد پس الخ ... طابعين مط گويند:
كه در دو نسخه لفظ جامدار مكر راست، راورتي: در عهد سلطان علاء الدين مسعود شاه سر جاندار شد
[٣] مط: پس بزن اقطاع او شد و از
[٤] مط: شد
[٥] مط: و اللّه الباقي
[٦] مط: تبرخان- راورتي: ترخان
[٧] در اصل و راورتي كذا مط: ترك گرجي،