طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٠٤ - (٦٩) بهيم ديو نهرواله
مواس در ادب پنبتو هم مستعمل است، كه بدو معني محافظ و يا همان مفهوم متلازم آشوب باشد، مثلا بمعني نگهبان در يك رباعي خليل خان نيازي در مدح سلطان بهلول لودي (متوفي ٨٩٤ ه) آمده و گويد:
خري او ريحي ژاري له پاسهكويله رغ كابيلتون له لاسه
يه هغه لوني، گوهر په خول ستادامر حبا كاستا، زمور مواسه (پته خزانه ٧٧ طبع كابل) بهمين معني يا معني ديگر حميد مهمند گفت:
چيئي تل ستر گوكول پكنبي خونونهدمخ شهرئي دريري مواس و نيو (٦٩) بهيم ديو نهرواله
مؤرخان مسلمان بهيمه را پادشاه گجرات شمردهاند، كه سلطان غور ازو شكست
خورد، اما مؤرخان مقامي اين واقعه را بنام سلف او مولا راجه ضبط كردهاند، و
در كتيبههاي چلوكيه بعنوان «حلال مشكلات و شكست دهنده پادشاه گرجنه
(غزنه) ذكر شده است (آثار عتيقه هند ٦/ ١٩٤- ٢٠١) و او را بالا مولا راجه
طفل ميگفتند، زيرا كه در ايام طفولت لشكر توروشكه را برهم زده بود، و اين
روايت بومي در گزيتپر بمبئي (١/ ١٩٥) بحواله واقعه نامه جاينه نقل شده است.
ممكن
است اين اشتباه مورخان مسلمان ازين رو واقع شده باشد، كه ايام شاهي مولا
راجه خيلي كوتاه بوده و پس ازو برادرش بهيمه دوم بر تخت نشست كه مرد جواني
بود، و پادشاهي او تا ٦٢ سال از ١١٧٩ تا ١٢٤١ م (٥٧٥ ه ٦٣٩ ه) دوام كرد.
قراري كه در كتاب ميروتونگه (ترجمه تاوني ١٥٤) تصريح شده، ميدان جنگ سلطان
غور و مولا راجه در (گه ده راره گهته) بود، كه سلطان بسبب بارانهاي ناگهاني
در اين جا شكست خورده بود، و برخي از مطلعين مقامي اينجاي را همين كيادره
كنوني دانند كه در ايالت سيروهي در دامنه كوه ابو واقع است.
(هوديوالا بحواله كتيبههاي هند از بهند راكر ١١/ ٧٢ و آثار عتيقه هند از هلدر، ج ٥٦ ص ٤٧ طبع ١٩٢٧ م (حواشي برايليوت ٢/ ٦٩٨)