طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٣٩ - تاريخ تولد مؤلف
علم و قضا و اداره، بنابران مؤلف نجيب الطرفين بوده، در محيط علم و ادب پرورش ديده بود. تاريخ تولد مؤلف
از تاريخ تولد مؤلف و مولدش بطور حتم و يقين خبري نداريم و خود مؤلف هم
بدان تصريحي نكرده ولي از اشارات متفرقه و متعدده مؤلف ميتوان درين باره
چيزي را استنباط كرد:
دوره طفولت مؤلف تا سن بلوغ در حرم ملكه سابقة
الذكر گذشته، و مادرش هم در فيروزهكوه بود و اخوال وي هم بخدمت ملك الحاج
علاء الدين محمد بن ابي علي كه پسر عم هر دو سلطان غياث الدين و معز الدين
بود مخصوص بودند.
اشارات خود مؤلف كه ميتوان تاريخ تولد وي را از ان بر
آورد چنين است: من در سن هژده سالگي بودم در شهور سنه سبع و ستمائة بر در
سراي] سلطان در حضرت فيروز كوه ....» [١] اگر اين اشارت مؤلف را اساس
قرار دهيم بايد تولد مولف را (٥٨٩ ه) بدانيم كه راورتي نيز همين تاريخ را
معتبر شمرده و در شرح حال مؤلف در آغاز ترجمه كتاب ذكر داشته است و آقايان
سعيد نفيسي و عباس اقبال كه دو تن از دانشمندان معاصر ايرانند نيز تاريخ
تولد وي را همين (٥٨٩ ه) شمردهاند [٢] ٢- در آغاز طبقه ١٧ جائي كه مؤلف
كتاب، نسب نامه سلاطين غور را ذكر كند گويد:
«و نويسنده اين كتاب در
شهور (٦٠٢ ه) آنرا در حرم محترم خداوند جهان ماه ملك در پيش تخت معظم او در
نظر آورده است» بعد ازين مؤلف شرح تأليف نسب نامه مذكور را از زبان آن
ملكه نقل و روايت ميكند، و مطالب نسب نامه را هم تا جائي مينويسد.
پس
اگر قرار قول اول، تولد مؤلف را در (٥٨٩ ه) بدانيم، بايد درين وقت سيزده
ساله باشد، كه نقل چنين روايت از اوان سيزده سالگي ابعد بنظر ميآيد، ولي
چون مولانا از دودمان علمي بود، و در محيط دانش و فرهنگ پرورش ديده بود،
شايد در اوقات طفولت و در سن ١٣ سالگي لياقت ديدن كتاب را داشت، كه مطالبي
را از ان عهد و از ان كتاب بذهن سپرده و در طبقات نقل كرده باشد.
[١] طبقه ١٧ آخر ذكر ملك علاء الدين محمد
[٢] سالنامه ١٣١٧ فارس، تاريخ استيلاي مغل ص ٤٨٣