طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٢ - الثاني و العشرون الملك بدر الدين نصرتخان سنقر صوفي
را مالش داد بعد از چند گاه كرك [١] با امير دادي اقطاع او شد. بعد از دو سال كرت دوم برن يافت و تا بدين غايت همان بدو مفوض است [٢] و الله اعلم. الثاني و العشرون الملك بدر الدين نصرتخان سنقر صوفي [٣]
ملك نصرتخان سنقر صوفي، رومي اصل است، ملك [٤] بغايت ستوده خصال و گزيده (افعال و) اوصاف و شجاع و مبارز و خوب سيرت، به همه انواع مردي (و مردانگي) آراسته، بنده سلطان سعيد بود، و بعهد هر يك از سلاطين در هر مرتبه خدمات كرده بود، اما در عهد دولت علاء الدين مسعود، در شهور سنه اربعين و ستمائة، كه امراء ترك خروج كردند و خواجه [نظام الملك] مهذب (الدين) وزير را شهيد كردند اين ملك يكي از امراء سر غوغا بود. (بعد) از ان امير كول شد، و آن ولايت را ضبط كرده و با حشم و رعايا، بطريق انصاف و عدل روزگار گذرانيد و در ان سال كاتب اين حروف منهاج سراج را اتفاق سفر لكهنوتي افتاد. چون بخطه كول و صول بود [٥] آن امير نيكوسيرت بسيار دلداري و لطف كرد (و) بعد از ان اقطاعات ديگر يافت و در عهد دولت سلطان سلاطين ناصر الدنيا و الدين ولايت بهيانه [٦] اقطاع او شد. در ان ديار (بود) و مفسدان را مالشها داد، و در وقتي كه ملك عز الدين بلبن كشلوخان از ولايت سند بدر شهر دهلي آمد ملك سنقر صوفي با حشم بسيار از بهيانه بشهر رسيد اهل شهر و اكابر حضرت را از وصول او با حشم استظهاري شد [٧] و بعد از ان در شهور سنه سبع و خمسين [٨] و ستمائة، از غايت اعتمادي كه حضرت اعلي سلطان اسلام خلد الله ملكه را بر وي بود، و نهايت تربيتي كه الغخان [٩] اعظم را در باب او
[١] در متن و راورتي و مط و اصل كذا: ولي در يك نسخه مط و راورتي، كنيزك هم آمده، و در ديگر نسخ راورتي كسرك و كنرك ضبط است، وي گويد كه كرك غالبا نام جائي است بين لاريانه و رهتك و بهواني بعرض ٢٨ درجه و ٤٩ دقيقه و طول ٧٦ درجه و ٢٢ دقيقه و (٥٨) ميلي غربي دهلي،
[٢] مط: غايت برن او را بود، و اللّه اعلم بالصواب.
[٣] در راورتي و مط تحت عدد (٢١) آمده، مط: الملك نصرت خان بدر الدين سنقر صوفي رومي، راورتي: ملك نصرتخان بدر الدين سنقر صوفي روم
[٤] مط: و ملكي بغايت
[٥] مط: كول رسيد ابن امير
[٦] اصل: بهتانه
[٧] مط: بود
[٨] راورتي و اصل كذا مط: تسع و خمسين ولي در يكي از نسخ مأخذ مط سبع هم آمده،
[٩] اصل: الوخان