طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٤٩ - قضا و اداره كل امور شرعي كاليور
باين طور اين نخستين ديدار مولانا بود، با يكي از اركان سلطنت دهلي، كه وي را در تاريخ سابق الذكر دست داد. رسيدن مؤلف بحضور التتمش و رفتن بدهلي و مناصب آنجا:
در حين سقوط حصار اچه، روز اوليكه سلطان شمس الدين التتمش در پاي آن
حصار لشكرگاه نصب كرد، مؤلف بحضور اين پادشاه رسيد و منظور نظر پادشاهي شد،
چون ناصر الدين قباچه از حصار بهكر خود را در آب غرق كرد، و تمام ديار سند
تا آب محيط التتمش را مسلم آمد، سلطان از پاي قلعه اچه انصراف فرمود، و
مولف نيز در موافقت حشم آن پادشاه در ماه رمضان (٦٢٥ ه) بحضرت دهلي رفت، و
در جشن اين فيروزي، و رسيدن تشريف و عهد و لوائي كه از بغداد خليفه
المستنصر بالله، براي سلطان التتمش فرستاده بود، حضور داشت [١] مولانا
تا سال (٦٢٩ ه) در حضرت دهلي ماند، و در شعبان همين سال در پاي حصار كاليور
(گواليار) باز بحضور التتمش رسيد، و از حضرت پادشاه مامور گشت، تا بر در
سراي اعلي تذكيري بفرمايد، و در هر هفته سه نوبت تذكير معين شود، و چون ماه
رمضان درآمد، هر روز تذكير معين شد، و تمام عشر ذي الحجه و تمام عشر محرم
گفته آمد و در ديگر ماهها همان سه نوبت نگاه داشته آمد.
باين طور مولانا
به عهده مذكري درگاه شاهي سر فراز گشت و مدت يازده ماه در پاي آن حصار نود
و پنج مجلس بر در سراپرده اعلي عقد كرد، و مولانا روز عيد اضحي در برابر
قلعه كاليور بامر شاهي خطبه عيد فرمود، و امامت كرد، و به تشريف گرانمايه
مشرف گشت [٢] و در وقت تشريفات اشغال شرعي مهتر مبارك هندوخان كه يكي از
امراي بزرگ دربار دهلي بود، خود بخزانه عاليه حاضر شد، و چندان لطف و
دلداري فرمود، كه مولانا در كتاب خويش ذكري از ان مينمايد [٣]
روز سه شنبه (٢٦) ماه صفر (٦٣٠ ه) چون حصار كاليور فتح گشت، مولانا از حضور سلطان شمس الدين التتمش به قضا و خطابت و امامت
[١] طبقه ٤- ذكر المستنصر،
[٢] طبقه ٢١- ذكر التتمش
[٣] طبقه ٢٢ ذكر هندوخان