طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٥٨ - اواخر زندگاني، و وفات و مدفن مولانا
بعد ازين مولانا برين مرتبت باقي ماند، و در حضرت دهلي بامور قضاي كل هند مشغول بود، و در حضور سلطان ناصر الدين و الغ خان عظيم قربتي داشت و همواره مورد نوازش و الطاف رجال و تكريم و تعظيم انها بود، ولي چنين پديد ميآيد، كه در سفرهاي جنگي شمول نداشت، و در حضرت دهلي بامور قضائي و عدلي ميگذرانيد، چنانچه در سال (٦٥٦ ه) وقتي كه سلطان دهلي و الغ خان بدفع لشكر مغل از دهلي برون ميآيند، روز عاشوراء مولانا بحكم فرمان سلطاني عقد تذكيري كرد، مقصور بر تحريض جهاد و ثواب غزوات، و جد نمودن در محافظت مراتب اسلام، و خدمت درگاه بامتثال اوامر اولوا الامري [١] اواخر زندگاني، و وفات و مدفن مولانا:
با تاسف زياد بايد گفت: كه اواخر زندگاني اين علامه روزگار و دانشمند بي
نظير عصر، آنقدر تاريك است كه نميتوان در ان باره سطري چند نوشت، بعد از
(٦٥٦ ه) مولانا در كتاب خود ذكري از گزارشات زندگاني ندارد، و فقط همين قدر
ميتوان استنباط كرد، كه تا تاريخ انجام كتاب كه ربيع الاول سال (٦٥٨ ه)
باشد، در دهلي بحرمت و شوكت ميزيست، و بر منصب قضاي كل هند و حكومت حضرت
باقي بود، زيرا در موقعي كه مولانا اواخر كتاب خود (طبقه ٢٢) را مينويسد
گويد:
كه بحكم فرمان سلطاني با سيف الدين اركلي امير داد آن عصر همبالش
است و در مظالم حضرت دهلي حركات و سكنات او را ملاحظه ميكند [٢] چون
طبقه (٢٢) را در شوال سال (٦٥٨ ه) بانجام رسانيده، بنابران بايد گفت: كه تا
اواخر سال (٦٥٨ ه) در دهلي زندگاني داشت. و بتحرير طبقات ناصري مشغول بود،
زندگاني مولانا بعد از شوال (٦٥٨ ه) يعني عمر (٦٩) سالگي كه كتاب خود را
انجام ميدهد. بما معلوم نيست، مولانا گويد: كه اگر فرصت بود، بقيه حوادث
نيز نوشته خواهد شد [٣] ولي معلوم ميگردد، كه بعد ازين فرصتي نيافت، و
هم گفته ميتوانيم كه بعد از نوشتن طبقات ديري زنده نمانده باشد.
تذكره نويسان راجع به تاريخ وفات و مدفن مولانا خاموشاند، تنها سيد علي حسن در تذكره خويش عمر مولانا را (٨٤) سال ميشمارد [٤]
[١] طبقه ٢٢ ذكر سيف الدين اركلي
[٢] طبقه ٢٢ ذكر الغ خان
[٣] آخر طبقه ٢١-
[٤] تذكره صبح گلشن