طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٤٩ - الثالث توشي بن چنگيزخان
توشي پسر بزرگ (تر) چنگيزخان بود، و بغايت جلد و دلير و مردانه و مبارز
بود، و عظمت او تا (به) حدي بود، كه پدر ازو خايف بودي و در سال سنه خمس
[و] عشر و ستمائة، كه محمد خوارزم شاه به نهب قبايل قدر خان تركستان كه پسر
ثفقتان يمك [٢] بود، رفته بود توشي از طرف طمغاج هم بدان جانب آمده
بود، و با لشكر خوارزم شاه يك شبا (نه) روز او را مصاف شده چنانچه پيش ازين
در ذكر خوارزم شاه به تحرير [٣] پيوسته است، درين وقت (چون) سلطان محمد
از كنار جيحون و حوالي بلخ بهزيمت شد، چنگيزخان توشي [را] و چغتاي را با
لشكر گران بطرف خوارزم فرستاد، تا لشكر بدر خوارزم رفت و و جنگ در پيوست.
مدت چهار ماه اهل خوارزم با ايشان جنگ كردند و جهاد نمودند و بعاقبت شهر را
بگرفتند، و جمله خلق را شهيد كردند و همه عمارتها خراب كردند، مگر دو
موضع: كوشك اخجك [٤] و دوم مقبره سلطان محمد تكش.
و بعضي چنين تقرير
كردند: كه چون شهر خوارزم را بگرفتند و خلق را از شهر بصحرا آوردند، فرمان
داد، تا زنان را از مردان جدا كنند، و آنچه از عورات ايشان را در نظر آمد
نگاه داشتند و باقي را گفتند، تا دو فوج شوند [٥] و همه را برهنه كردند،
و گرداگرد ايشان تركان مغل شمشيرها بر كشيدند و فرمود: هر دو فريق را كه
در شهر شما جنگ مشت نيكو كنند، فرمان چنان است كه از هر دو طرف [٦]
عورات جنگ مشت كنند، آن عورات مسلما (نا) ن با چنان فضيحتي مشت درهم [مي]
گردانيدند، يك پاس
[١] نسخه بدل حاشيه أصل: تولي، همين شخص بنام جوجي هم از طرف مؤرخين ياد ميشود.
[٢] كذا در اصل و راورتي. مط و مب: ثقفتان يمك، راورتي گويد، كه در هفت نسخه بصورت متن است، تعفتان، لعبال نقتال هم آمده
[٣] مط و مب: به تقرير
[٤] در متن مط: داخجك، در حاشيه بحواله يك نسخه قلمي اخجك، راورتي گويد كه فقط در يك نسخه اخچك هم آمده
[٥] مط و مب: شدند،
[٦] مط و مب: فريق