طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٨٣ - (٥٤) تينگو يا تاينگو طراز
هر روز چند بار مرا از فراق خوداز عقل ميستاند و بيهوش ميكند
بر كس مباد آنكه برين سوخته جگرآن عارض و كلاله شبوش ميكند
گويم ز جور هجرش فريادها كنمبازم اميد وصلش خاموش ميكند
ناكام بين كه از بن دندان همي كنمهر بد كه بر من آن رخ نيكوش ميكند
هر ساعتي كه ياد غمش ميكند دلمروزم سيه ز نو ربنا گوش ميكند
چشمم سپيد كرد ز زلف سياه خودروزم سيه زنور بناگوش ميكند [١]
در طبقه ١٦ ذكر العاشر (ص ٣٠٨ ج ١) بانيكو طراز مطابق ضبط نسخه خطي طبع
شده، ولي اصلا تينگو يا تاينگو است كه طراز شهري بود در اقصاي ثغور تركستان
آن سوي سيحون نزديك اسبيجاب (ياقوت و هفت اقليم) اما تاينگو از امراي بزرگ
قرا خطائيان بود كه بدست خوارزمشاه در جنگ بزرگ طراز در ٦٠٧ ه اسير و بعد
از ان در آب انداخته شد (جهانگشاي جويني) و قاضي شمس الدين منصور بن محمود
الاوزجندي را در مدح تينگو قصيده مشهوريست كه مطلع آن اينست:
برخيز كه شمعست و شرابست و من و توآواز خروس سحري خاست زهر سو و در مقطع آن گويد:
بستند
كمرها و گشادند سراغجميران خطا جمله بفرمان تينگو [٢] در لباب الالباب
تاينگو طراز هم مضبوط است. (ص ١١٢ ج ١) بقول محمود كاشغري تيانكو در اصل
لغت تركي بمعني حاجب بود (ديوان لغات الترك ٣/ ٢٨١)
[١] لباب الالباب ج ٢ ص ٢٩٦
[٢] لباب ج ١ ص ١٦٦