طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٣٥ - (٢٧) والشتان
بمن راجع بموقعيت آن بلاد اطلاعي نداد، و يكي از اهالي آنجا فقط اين قدر گفت: كه اين هر دو شهر در بين كوهسار واقع است [١] (٢٧) والشتان
والشتان يا بالشتان از بلاد و قلاع معروف غور بود، كه درين كتاب والشتان
آمده و اكنون بالشتان بهمين نام موجود و در بين حكومتي تيري قندهار و جنوب
شرق غور افتاده است در كتاب پته خزانه پشتو بحواله تاريخ سوري سابق الذكر
نگاشته است: كه پسر امير پولاد سوري در حدود (١٣٩ ه) تمام قلاع غور را كه
از آن جمله بالشتان است بدست آورد.
شيخ كته مؤرخ دانشمند افغان كه در
حدود (٧٥٠ ه) زندگاني داشت، كتاب تاريخ سوري را در بالشتان ديده بود [٢]
و ازين بر ميآيد كه در اوقات زندگاني اين مورخ هنوز بالشتان معمور و
مشهور بود ولي بالشتان در كتب تاريخي و جغرافي (والشتان) ضبط گرديده، كه
ابدال (و ب) همواره در اسماي اماكن مطرد و معمول است، مانند زاول زابل و
غيره.
بدانكه والشتان بالشتان را بيهقي در رديف بلاد غور بنام گور والشت
آورده [٣] و همين گور والشت است، كه در طبقات ناصري نيز ديده ميشود، و
در يكي از نسخ خطي آن كه در پترسبرگ بود غور والشت نوشته شده [٤] كه
بين تكيناباد و منديش غور واقع بود، و موقع كنوني بالشتان عينا بايد همان
غور والشت باشد.
در تاريخ سيستان هم در رديف زمين داور و بست، والشتان
مذكور گرديده [٥] كه بلا شبهت همين بالشتان است و ابو الحسن علي بن زيد
البيهقي معروف بابن فندق نيز والشتان را ناحيتي از بست ميپندارد كه مركز
آن ديهي بود سيوار نام [٦] و اين همه اسناد تاريخي دلالت دارد، برين كه
والشتان- بالشتان از بلاد معروف غور بود، و منهاج سراج هم والشتان را از
غور شمرده، و به سفلي و عليا تقسيم ميكند و گويد:
كه اهالي آنجا در عصر امير سوري مسلمان نبودند.
[١] جغرافياي خلافت شرقي ص ٤١٦،
[٢] پته خزانه ص ٢٩- ٢٢١
[٣] بيهقي ص ٧٦
[٤] حواشي راورتي بر ترجمه طبقات
[٥] تاريخ سيستان ص ٢٠٦- ٢٠٨-
[٦] تاريخ بيهق، ص ٣٤٧