طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٤٠٢ - (٦٨) مواس، مواسات
تهوماس در احوال شاهان افغان در دهلي (ص ٦٥) مينويسد كه ممكن است اين
نام تصحيف تراي لوكيه مالاTrailokyamalla باشد كه نام شاهيست از چند يله و
سلطان ايبك كالنجر را ازو ستد.
اين رأي تهوماس بدليلي تقويه ميشود: كه
نام وي در كتيبه پسرش ويراورمنViravarman ذكر شده و او را بنام «نجات
دهنده آن سرزمين از حملات توروشكه» خوانده است از يك كتيبه خود اين پادشاه
كه در عصر اخلاف التتمش در سرزمين چنديله حكم رانده معلوم است كه دوره
حكمراني وي از ١٢٠٥ م- (٦٠٢ ه) تا ١٢٤٧ م (٦٤٥ ه) بود.
(رك: كتيبههاي
هند ١/ ٣٢٧ و كرونولوجي هند از مابل دف ١٧٧ كتيبههائي كه در كالنجر
موجوداند اين مقصد را تاييد ميكنند، كه در همين عصر اين سرزمين را هندوان
واپس بدست آورده بودند (آثار عتيقه هند ٣٧/ ١٢٨) (حواشي هوديوالا بر ايليوت
٢/ ٧٢٧)
در گزيتير هند طبع ١٩٠٨ (ج ٧ ص ٤٠٢) مواس را بمعني سرزمين آفت و طغيان
زده آورده كه اين نام از طرف مراته برست پوره غربي اطلاق ميشد، و در ان
غارتگران مدهش كاركوKorkus سكونت داشتند اصل اين كلمه ماهيواسيMahivasi
بود، كه معني آن ساكن ماهي باشد، كه در عصر مغل نويسندگان سلمان دهلي آنرا
بر سران قبايل كوهستاني اطلاق كردهاند.
اما اين رأي نويسنده گزيتير
هنگامي متزلزل ميشود، كه ما عين استعمال كلمه را در بين مؤرخان قبل از
مراته و مغل مانند منهاج سراج و برني و امير خسرو نيز ميبينيم. و اخير
الذكر در شرح حال علاء الدين حمله او را بر بهيلسه و مناطق مالوا ذكر كرده و
گويد:
«هر جا كه در جنگل و بر كنار دريا يك مواس بود، چه در اراضي
مزروع و چه در صحاري، تمام آنرا زير اقدام لشكر خود فرو ماليد.» (خزاين
الفتوح)