طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٧٣ - (٤٧) راورتي
ازين حرب كاندر قهستان نموديجهاني پر از عدل و انصاف و داد است
چنان كز تو شاد است حرب محمدروان محمد ازين حرب شاد است
بمان در جهان تا جهان را طراوتز آب و ز نار و ز خاك و ز باد است
نماند
فراموش بر ياد خسرونياز فراهي اگر هيچ ياد است [١] عوفي اين شاعر را
بنام الامام شرف الدين محمد بن محمد الفراهي داراي فضايل و منبع زلال شمايل
و صاحب علم و عمل مينويسد و گويد:
كه رباعيات لطيف دارد، و وقتي محمد
عوفي را بفراه گذري افتاده بود، و به ديدار وي رسيده، و اشعار او را نقل
كند كه از ان جمله است يك قصيده غراء در قافيت وفا به مطلع:
چو هست زير نقاب عدم جمال وفاصباء عهد مجوي و دم شمال وفا از غزليات اوست:
توئي اي جان ز دو لب درمانممرهمم گر نكني درمانم
نكني كار براي دل منتو خود اين راه نداني دانم
آنچه ز ان بيش نباشد غم تستو آنچه زان كم نبود من آنم
شكري از تو بجان خواهم خواستگرچه از پسته دهي بستانم [٢]
مأسوف عليه هنري جارج راورتيH ,G .Raverty از خاور شناسان و علماي انگليس است، كه مخصوصا در شق افغان شناسي استاد بوده و در نشر كتب و آثار ادبي زبان پشتو كارهاي مهمه انجام داده است. اين عالم افغان شناس هر چند شخص سپاهي بود، و مدت عمر خود را در خدمات لشكري ميگذرانيد، اما در زبان شناسي مطالعات وسيعي داشت، در سنسكرت و اوستا و السنه بومي هندو پارسي و مخصوصا پشتو ماهر بود و همانطوري كه استاد براون انگليس بادبيات پارسي خدمات شاياني نمود، اين سپاهي دانشمند بزبان پشتو انجام داد، و حقوق علمي و ادبي
[١] لباب الالباب ج ١ ص ٣٥٣
[٢] براي تكميل احوال فراهي رك، لباب الالباب ج ١ ص ٣٥٩