طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٣٢٤ - (٢٠) ويهند، پرشاور، سدره
در نسخه اصل (طبقه ١١- مبحث سلطنت محمود) بهند نوشته شده، و در مطبوع كلكته چنين است:
«بتخانه
بهند كه در حدود پر شاور بود بر لب آب سند ... (ص ٩)» كه در نسخه خطي اصل
عوض سند (سدره) است. در نسخ راورتي اين جمله بصور ذيل ضبط شده:
١- بتخانه ويهند، كي در حدود برشاور بود بر لب آب سنده.
٢- بتخانه ويهند، كه در حدود برشابور بود بر لب آب سند.
٣- بتخانه ويهند، كه در حدود نشابور بود بر لب آب سدره.
٤- بتخانه ويهند، كه در حدود برنشابور بود بر لب آب سدره.
٥- بتخانه ويهند، كه در حدود برشاور بود بر لب آب سدره.
٦- بتخانه بهند كه در حدود پرشاور بود بر لب آب سنده.
٧- بتخانه بهند كه در حدود برشابور بود بر لب آب سنده.
٨- بتخانه ومهند كي در حدود برشابور بود بر لب آب سنده.
٩-
بتخانه ويهند كي در حدود برشابور بود بر لب آب شده ١٠- بتخانه ويهند كي در
حدود برشابور بود بر لب آب سند ١١- بتخانه ويهند كه در حدود نيشابور بود
بر لب آب سدره اين بود ضبط نسخ مختلف خطي كه پيش راورتي بوده، و در جلد اول
ترجمه (ص ٧٧) آنرا نقل كرده، و ما ازين ضبطهاي مختلف صورت (بتخانه ويهند
كه در حدود پرشاپور بود بر لب آب سند) برگزيديم.
مخفي نماند كه (ويهند)
در ازمنه قبل الاسلام تا اوايل دوره غزنويان يعني آغاز قرن پنجم هجري شهر
معروف هند بشمار ميرفت و در دوران فتوحات آل سبكتگين مورخان اسلامي آنرا
بسيار ذكر كنند، كه سلطان محمود بعد از فتح پشاور در سال (٣٩٣ ه) بران شهر
تصرف كرد، [١] البيروني گويد: كه ويهند كرسي گندهار بود، كه در وادي سند
واقع است [٢] البشاري مقدسي گويد: كه ويهند پايتخت پادشاهان
[١] زين الاخبار گرديزي ص ٦٦
[٢] تقويم البلدان ابو الفدا، ص ٣٥٧ بحواله قانون مسعودي.