طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٦٣ - مولانا در نظر تذكره نويسان و ارباب تصوف
ختم طبقه ٢١- اوايل ٦٥٨ ه تحرير طبقه ٢٢- رجب ٦٥٨ ه [١] تحرير آخر طبقه ٢٢ شوال ٦٥٨ ه [٢] تحرير آخر طبقه ٢٣- ٥ ربيع الاول ٦٥٨ ه [٣] باين حساب بايد گفت: كه مولانا طبقه (٢٣) را پيش از حصص مختلف طبقه (٢٢) نوشته، زيرا تاريخ ختم و تحرير آن سابق از طبقه (٢٣) است.
پس آغاز تحرير كتاب طبقات ناصري از حدود (٦٥٥ ه) است و اختتام آن در اواخر سال سوم مقارن شوال (٦٥٨ ه) است. مولانا در نظر تذكره نويسان و ارباب تصوف:
مورخان و تذكره نويسان سابق و لاحق و ارباب ذوق و تصوف، و شوقمندان ادب و
انشاء و شعر هر كدام مولانا را از مدت قديم ميشناسند و وي را ستودهاند
زيرا مولانا شخصيتي داشت كه داراي احاطه وسيع علمي و ادبي و ذوقي بود.
مورخان
وي را به سبب ضبط حوادث و وقائع تاريخي و ثقت لهجه و مستند بودن تاريخ وي
ميستايند، ادبا و ارباب ذوق و كسانيكه بشعر و سخن مايلاند او را ببراعت
كلام و رواني انشاي سليس و جذاب وي كه در غايت بي تكلفي و جزالت است،
احترام ميكنند، شعراء اشعار و قصايد او را ميپسندند، متصوفين عقيده
دارند، كه وي شخص روحاني، و داراي ذوق و حال، و سير و سلوك عرفاني بود.
سياستمداران
و ارباب اداره وي را يك نفر از برجستگان دنياي قضا و شريعت ميشمارند كه
بآداب ملوك و رسوم دربار آشنا بود، و همواره پيش امراء در صدر مينشست و
بهر درباريكه ميرسيد باحترام نگريسته ميشد، و آبرو و عزت مييافت.
وي
نزد نويسندگان و ارباب قلم مرتبت بيهقي عصر را داراست، و باين سلاست و
رواني كه نثر زبان فارسي را نگاشته حقيقتا نظيري ندارد، و كسي با او همباز و
نظير نيست. مورخان را همواره تاريخ طبقات ناصري ماخذ بوده، و از ان
استفادهها كردهاند و مطالب نغز و برجسته برداشتهاند، مثلا سيف بن محمد
هروي را در حدود (٧٢١ ه) در نوشتن كتاب تاريخ هرات اين كتاب يكي از مآخذ
بوده است و اولين
[١] طبقه ٢٢ ذكر نصرة الدين شيرخان
[٢] آخر طبقه ٢٢
[٣] خاتمه كتاب