طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ٢٥٦ - تقرر به قضاي ممالك و حكومت حضرت كرت دوم
لشكر ملك عز الدين بلبن مقام افتاد، و از راه قلعت مروت به سرستي و هانسي به حضرت دهلي باز آمد، و كان ذلك في (٢٢) جمادي الاولي سنه (٦٤٨ ه) [١] مولانا درين سفر ملتان با خواجه رشيد الدين حكيم بلخي كه از خراسان بتجارت هندوستان آمده بود ملاقي گرديد و حكايتي را درباره مغل از ان حكيم بلخي شنيد و در كتاب خود ضبط فرمود [٢] تقرر به قضاي ممالك و حكومت حضرت كرت دوم:
بعد از آنكه مولانا از سفر ملتان بحضرت دهلي باز گشت، قاضي القضاة جلال
الدين كاشاني كه قاضي ممالك هندوستان بود در گذشت، و الغ خان مؤلف را به
تجديد عهد قضاي ممالك مخصوص گردانيده و بر راي شاهي عرضه داشت، همان بود كه
كرت دوم روز يكشنبه (١٠) جمادي الاولي (٦٤٩ ه) قاضي القضاة كل هندوستان
گشت و حكومت حضرت دهلي هم به وي تعلق گرفت [٣] يك سال بعد در شوال (٦٥٠
ه) كه سلطان دهلي بطرف اچه و ملتان لشكر كشي ميكرد، مؤلف در حضرت دهلي
ماند، و براي وداع موكب شاهي تا حدود كيتهل رفت، هم درين جاي پادشاه او را
به تشريف اسپ خاص با ساخت زر و ستام و زين بنواخت، و بمقر ماموريت خويش باز
گشت [٤] مولانا تا سال (٦٥١ ه) قاضي القضاة هندوستان بود، در همين سال
مزاج پادشاه بر اكابر شغلها بگشت و الغخان را به هانسي فرستاد، و وزارت را
به عين الملك محمد نظام الملك جنيدي مفوض داشت، و عماد الدين ريحان وكيل
درشد.
اينها همه كساني بودند: كه با حزب و همراهان مولانا اختلافي
داشتند عظيم، و وقتي كه حامي و مربي مؤلف يعني الغ خان از بين رفت مولانا
را هم طرف تعرض شديد قرار دادند و (٢٧) رجب (٦٥١ ه) بود كه قاضي شمس الدين
بهرايجي را بياوردند و به معرفي عماد الدين ريحاني قضاي ممالك را بدو مفوض
كردند [٥]
[١] طبقه ٢٢ ذكر الغ خان، طبقه ٢١ ذكر ناصر الدين محمود
[٢] طبقه ٢٣- ذكر باتو
[٣] طبقه ٢١- ذكر ناصر الدين، طبقه ٢٢ ذكر الغ خان
[٤] طبقه ٢١- سال هفتم ناصر الدين
[٥] طبقه ٢١- سال ٨ ناصر الدين